بیا، بیا به جانب خدای خویش رو کنیم،
گل حضور و نور را به باغ عشق بو کنیم.
چه می شود به یاد او بساط عشق گستریم،
ز چشمه محبتش چو عاشقان وضو کنیم،
نیاز را شناخته، نماز را اداء کنیم،
به آب توبه جان خود همیشه شستشو کنیم،
به کوی بندگی رویم و در رکوع و سجود،
رضای آفریدگار خویش جستجو کنیم،
برای توبه از گناه و ترک راه اشتباه،
انیس گریه ها شده، به اشک و سجده خو کنیم،
اگر چه دستمان تهی، اگر چه بارمان گران؛
به او امید بسته و سعادت آرزو کنیم؟
خدا بزرگ و بی نیاز و ما فقیر و کوچکیم.
بیا، بیا که با خدای خویش گفتگو کنیم.
« جواد محدثی »