زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

قاچاقچی باهوش

 

پسر جوانی قصد داشت با مجوز از مرز عبور کند. وی روی دوچرخه اش کیسه ای شن داشت که باعث شده بود ظن مأمور وظیفه شناس را برانگیزد. به همین جهت، پسر را یک شبانه روز در بازداشت نگاه داشت تا به خوبی کیسه را بازرسی کند؛ اما نتوانست چیزی جز شن در کیسه پیدا کند. پس صبح پسرک را آزاد کرد. هفته های بعد نیز این وضع به طور مکرر ادامه پیدا کرد و تا سه سال ادامه داشت تا اینکه سرانجام این آمد و شد قطع شد. روزها گذشتند و گذشتند تا اینکه روزی مأمور همان پسر را در بازار دید. با کنجکاوی جلو رفت و پرسید: « من حس می کردم و می کنم که تو ریگی در کفش داشتی. حالا وجدانا بگو که چه قاچاق می کردی؟ ». پسر گفت: « دوچرخه. » گاهی توجه به مسائل فرعی ما را از مسائل اصلی بازمی دارد.

« م. ر. آرمیدخت »