سرباز عاشقی بودم
زیر پرچم روح
و برق اندامها،
مرا از وظیفه تاریخیم بازنمی داشت.
سرود صبحگاهم،
مثل سرنیزه صیقلی بود
و ترانه شامگاهیم،
پر از سوسوی ستاره های معطر.
فارغ از آماده باش حرص و حسد،
زیر پرچم روح،
سرباز عاشقی بودم، عاشق؛
نه گماشته جسد.
« سید حسن حسینی »