من در آخرین پرتگاه بوسه
که بر لبهای
ترانه زدم،
همان لحظه
- همان وقت بی مجال -
در جشن تولد نابهنگام فرشته در خواب،
شاعر شدم؛
وگرنه،
من کجا
و گوشه کنار خواب کبوتر کجا!؟
« اسحاق نوری »