خدایا!
تنهائیهایم را از من نگیر.
پنجره کوچکم را از من نگیر.
خورشیدم را از من نگیر
و بگذار شبها،
در مرور خودم،
ماه را بخندانم.
خدایا!
من از تنهائیهای خودم،
غمگین نیستم.
آن را دوست دارم.
به آن نیاز دارم
و تنها چیز خوبی که
با کسی تقسیمش نمی کنم
تنهائیهایم است.
خدایا!
تو بسیار تنهائی؛
با اینکه این همه بنده داری.
کسی شریک تو نیست.
کسی نمی تواند شریک تو باشد.
من هم بسیار تنها هستم؛
اما تنهائیهایم را
گوشه اتاق می گذارم.
گاهی که دلم بگیرد،
پنجره را باز می کنم
و خورشیدم را تماشا می کنم.
خورشیدم را از من نگیر
و پنجره ام را به من ببخش.
« لاله جهانگرد »