زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

رد پای شقایق

 

سحر بود و در شرق آئینه بودم.

دلم را در آئینه ها می سرودم.

خودم را به دست دلم می سپردم.

دلم را ز دست خودم می ربودم.

سحر بود و چون آسمان بال خود را

به پهنای آئینه ها می گشودم.

تمام نمازم غزل بود و آتش؛

قیامم، قنوتم، رکوعم، سجودم.

نیستان ناله، نیستان آتش،

رها بود در بندبند وجودم.

در آئینه ها رد پای شقایق

و در رو به رو من که عاشق نبودم.

« پرویز بیگی حبیب آبادی »