حتما تاکنون اصطلاح « ستون پنجم » به گوشتان خورده است. « ستون پنجم » به معنی جاسوس یا نیروی نفوذی درون تشکیلات دشمن است که برای یک دولت یا ارتش دیگر خبرچینی می کند و گاهی تشکیلات آنها را بر هم می زند؛ اما وارد شدن این اصطلاح به ادبیات سیاسی داستان جالبی دارد. در جنگ داخلی اسپانیا در دهه 1930 میلادی، عده ای از نظامیان و کشیشان کلیسا با هم پیمان بستند و به سرکردگی « ژنرال فرانسیسکو فرانکو » با یک کودتای نظامی تمام خاک اسپانیا را به تصرف درآوردند. آنها جمهوری ای را که به پشتوانه مردم به وجود آمده بود شکست دادند و یک دیکتاتوری مطلق را جایگزین آن کردند. در آخرین مرحله جنگ، بخشی از نیروهای « فرانکو » که به « ژنرال مسولا » سپرده شده بودند برای فتح مادرید به سمت این شهر حرکت کردند. « مسولا » قبل از شروع حمله، برای تضعیف روحیه جمهوریخواهان که شهر را در دست خود داشتند، پیغامی به این شرح برای آنها فرستاد: « من با 4 ستون سرباز و تجهیزات از 4 جهت به سوی مادرید حرکت می کنم؛ اما فقط این 4 ستون نیستند؛ چرا که ما ستون دیگری داریم که در مادرید و در میان شما هستند که دانسته یا ندانسته برای ما فعالیت می کنند. اگر از 4 ستون اعزامی واهمه ندارید، از این ستون پنجم بترسید که در همه امور شما نفوذ دارند و راه ورود 4 ستون دیگر ما را به درون شهر هموار می کنند. » اصطلاح « ستون پنجم » همین جا اختراع شد.
منبع: دو هفته نامه « دانستنیها »