ما درباره « سقراط » که یکی از سرشناسترین فلاسفه تاریخ است چیز زیادی نمی دانیم؛ چرا که او در کل اهل نوشتن نبود. نه چیزی درباره خودش و زندگیش نوشت و نه راجع به افکار و عقایدش. هر آن چیزی را هم که درباره او می دانیم از نوشته های معروفترین شاگردش؛ « افلاطون »، ناشی می شود. همسر وی که « گزان تیپ » نام داشت مانند خود او اهل اندیشه و بحث بود و حتی بین زن و شوهر مباحثه هائی هم رخ می داد. « گزان تیپ » به قدری « سقراط » را دوست داشت که وقتی او در سن هفتاد و چند سالگی از دنیا رفت، نمی توانست نبود او را قبول کند. وی همیشه به « سقراط » گیر می داد که چرا مرد زندگی نیست و به جای اینکه به دنبال یک لقمه نان باشد، وقتش را با وراجی کردن با این و آن تلف می کند. منظورش از وراجی بحثهای فلسفی « سقراط » با شاگردانش بود. او یک بار گفته بود: « « سقراط » به هیچ دردی نمی خورد. او به جای اینکه برای خانواده اش نان بیاورد، برایشان افتخار و احترام کسب می کند. »
منبع: دو هفته نامه « دانستنیها »