زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

« شکسپیر »؛ واقعی یا خیالی؟

 

از « ویلیام شکسپیر » 37 نمایشنامه و 154 قطعه شعر به جا مانده است. اطلاعات چندان دقیقی از زندگی وی که نمایشنامه هایش منبع عظیمی برای نویسندگان، فیلمسازان، کارگردانان تئاتر و ... بوده است در دست نیست و همین موضوع باعث شده بحث و جدلهائی در مورد او و آثارش شکل بگیرد. عده ای « مسئله تألیف آثار « شکسپیر » » را پیش کشیده اند و می گویند نوشته هائی که امروزه منسوب به « شکسپیر » هستند توسط « شکسپیر »ی که در استراتفورد انگلستان به دنیا آمده است نوشته نشده اند. آنها عقیده دارند « ویلیام شکسپیر » پوششی بوده است که نویسنده واقعی آن آثار برای پنهان کردن هویت خود از او استفاده می کرده؛ نویسنده ای که به دلایلی نمی خواسته نامش به عنوان نویسنده این نمایشنامه ها مطرح شود. این مسئله برای اولین بار در میانه های قرن 19 میلادی، در واکنش به این باور که وی بزرگترین نویسنده تمام تاریخ بوده است مطرح شد و به سرعت هم رواج پیدا کرد؛ به طوری که روی هم رفته 70 نفر را به عنوان نویسنده احتمالی آثار « شکسپیر » مطرح کردند.

آنها دلایل مختلفی برای طرح این مسئله دارند: عده ای کم بودن مدارک و اطلاعات درباره زندگی « شکسپیر » را دلیل بر ادعایشان می دانند و می گویند کسی یا کسانی سعی کرده اند بخشی از اسناد زندگی وی را از بین ببرند تا کسی در این که خود او آثارش را نوشته شک نکند. گفته می شود « ویلیام » تحصیلات خود را در مدرسه « گرامر » شهر استراتفورد گذرانده است؛ اما اسناد و مدارک محصلان آن دوره این مدرسه موجود نیست. برخی این احتمال را مطرح می کنند که این مدارک از روی عمد از بین رفته اند تا معلوم نشود « شکسپیر » در آن جا تحصیل نکرده است. دلیل دیگر آنها برای ادعایشان این است که استراتفورد را شهر کوچکی می دانند که مرکز خرید و فروش و توزیع گوسفند، ابریشم و پوست حیوانات به شمار می رفته است. به عقیده آنها زندگی در چنین شهری نمی توانسته محل مناسبی برای پرورش یک نابغه ادبی باشد که در آثارش به مسائل مربوط به سلطنت، دادگاه، فلسفه و ... پرداخته است. همچنین پدر « شکسپیر » که یک دستکشساز و مادرش که دختر یک زمیندار محلی بوده هر دو اسم خود را با کشیدن یک علامت امضاء می کردند که این فرض را تقویت می کند که آنها سواد کافی برای خواندن و نوشتن نداشته اند. حتی خود « شکسپیر » هم از یک علامت برای امضاء اسمش استفاده می کرده است. آنها این طور نتیجه گیری می کنند که فردی که برای سابقه تحصیلیش هیچ مدرکی وجود ندارد و در خانواده ای بی سواد رشد کرده چطور چنین دایره لغات وسیعی داشته که توانسته این آثار را شکل دهد و آثاری را بنویسد که نشان دهنده نزدیکی نویسنده به فرهنگ و روابط مربوط به دادگاه، کشورهای خارجی و ورزشهای اشرافی مثل شکار، تنیس و ... هستند. دلیل دیگر آنها شکلی است که از آن برای ثبت نام وی بر روی آثار منتشر شده اش در آن دوره استفاده می کرده اند. در بسیاری از این نسخه های اولیه نام « شکسپیر » به همراه یک خط فاصله در وسط نوشته شده است؛ به این شکل: « Shake-spear » یا « Shak-spear ». آنها این گونه استدلال می کنند که استفاده از این علامت در وسط اسم نشان دهنده مستعار بودن آن است که در بسیاری از نامهای مستعار دیگر؛ مانند « Tom Tell-troth » نیز استفاده شده است. وصیتنامه ای که از « شکسپیر » باقی مانده است نیز دلیل دیگر آنهاست. از آنجائی که وی از لحنی عادی و غیرشاعرانه در نگارش آن استفاده کرده و فقط به اموال و دارائیهایش پرداخته و کوچکترین اشاره ای به آثارش نکرده، در نتیجه دستاویز این افراد برای ادعایشان شده است. بهانه دیگر آنها مجسمه یادبود « شکسپیر » است. مجسمه یادبود « شکسپیر » که در استراتفورد قرار دارد یک نیم تنه است که قلم و صفحه کاغذی را در دست دارد که نشان دهنده هنر نویسندگیش است؛ اما اولین نقاشی از این مجسمه که در مجموعه « سر ویلیام داگدیل » می باشد با این مجسمه تفاوت فاحشی دارد. در این نقاشی خبری از قلم و صفحه کاغذ نیست و به نظر می رسد مردی یک تخته پارچه در دستش نگاه داشته است. به نظر این افراد این مجسمه در واقع، مربوط به پدر تجارت پیشه « شکسپیر » بوده که بعدها با دستکاری از آن به عنوان مدرکی برای نویسنده بودن « شکسپیر » استفاده شده است.

تقریبا تمام « شکسپیر »شناسان آکادمیک بر این باورند که آثاری که امروزه به نام وی می شناسیم متعلق به خود « ویلیام شکسپیر »ی است که در استراتفورد به دنیا آمده و هیچ شک و شبهه ای را در این باره قبول ندارند. آنها دلیلی نمی بینند که کسی خودش را پشت هویت یک بازیگر تئاتر که بعدها خودش هم یک کمپانی تئاتر راه انداخته مخفی کند. درست است که اطلاعات کمی از زندگی او در دست است؛ اما این وضعیت در مورد بسیاری از نمایشنامه نویسان همدوره او هم صادق است. به علاوه اینکه در دوره حیات وی، تعداد قابل توجهی از نمایشنامه های او با درج نام خودش به چاپ رسیده اند. همچنین در سال 1598 میلادی، شاعری به نام « فرانسیس مرس » در شعری به « ویلیام شکسپیر » اشاره کرده و گفته که وی زبان انگلیسی را غنیتر کرده است. مورد دیگری که مدافعان « شکسپیر » به آن استناد می کنند این است که وی در دوره ای زندگی می کرده که انگلستان تحت حکومت « ملکه الیزابت » بوده و فرهنگ خاص آن دوره و سیستم طبقاتیش اجازه نمی داده تا هر کسی از هر لقبی که دلش می خواهد استفاده کند. در سال 1596 میلادی، به پدر « شکسپیر » یک نشان دولتی اعطاء شد که به اعتبار آن « ویلیام شکسپیر » می توانست خودش را « جنتلمن » بخواند و در ابتداء نامش از حروف « .Mr » استفاده کند که نشان دهنده این مقام بوده است. این لقب در بسیاری از مدارک و ارجاعهای دوره « شکسپیر » به چشم می خورد. یکی دیگر از شواهدی که « شکسپیر »شناسان پیش می کشند اشتباهات تاریخی متعدد « شکسپیر » است. آنها این اشتباهات را به خاطر عدم تحصیلات دانشگاهی وی می دانند و اینکه دوره کلاسیک را مطالعه نکرده است. به عقیده آنها یکی از منابع « شکسپیر » کتاب « فرهنگ روم و بریتانیا » بوده که در سال 1565 میلادی، نوشته شده و بسیاری از اشتباهاتی که در آن کتاب وجود دارد در آثار وی نیز تکرار شده اند. همچنین مقایسه آثار منسوب به « شکسپیر » با آثار نویسندگان دیگری که نامزد نوشتن آثار « شکسپیر » بوده اند به وسیله یک برنامه کامپیوتری نشان داد که آثار منسوب به « شکسپیر » چنان منسجم نوشته شده اند و سبک آنها به قدری به هم نزدیک است که امکان ندارد ماحصل تلاش یک گروه از نویسنده ها باشند. همچنین علامتهای اختصاری، خط تیره ها و وزن و قافیه اشعار « شکسپیر » با آثار دیگر نویسنده ها متفاوت است. نتیجه این مطالعه نشان داد که هیچ یک از نویسنده هائی که ادعا می شد آثار « شکسپیر » را نوشته اند نویسنده آثار او نبوده اند.

منبع: دو هفته نامه « دانستنیها »