در روزگار تورم،
سن زود بالا می رود.
اگر لبها رکود
و سود دوستیها پائین؛
ولی در چشمها،
نقدینگی اشک زیاده شده،
در روزگاری که نگاهها،
کمتر به هم عشق وام می دهند.
« پریسا شکوهی مجد »
تو را از زبان پرندگان نیایش می کنم،
وقتی که کنج قفس نشسته اند
یا در سینه آسمان پرواز می کنند،
وقتی از کاسه سپید کوچکی آب می خورند
یا وقتی که از چشمه ای،
وقتی پرواز را یاد می گیرند
یا وقتی از پرواز کوچ خسته اند و بر شاخه ها نشسته اند.
تو را از زبان پرندگان نیایش می کنم،
وقتی سر از تخم بیرون می آورند
و به آسمان نگاه می کنند.
« لاله جهانگرد »
چشمهایم را می بندم.
چشمهایم را باز می کنم.
چشمهایم را می بندم.
چشمهایم را باز می کنم.
ستاره ای هستم
که از دورها به تو چشمک می زنم.
خدایا! مرا ببین.
« لاله جهانگرد »