زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

« شوپنهاور » حالش از مردم به هم می خورد!

 

« شوپنهاور » در بخشی از امپراطوری پروس که امروز در لهستان است به دنیا آمد. او یکی از بزرگترین و عجیبترین فلاسفه تاریخ بود. او با هیچ کس رفت و آمد نمی کرد و همیشه در انزوا به سر می برد. « فردریش نیچه » درباره او می گوید: « مطلقا تنها بود و هیچ دوستی نداشت. » او اصلا از آدمها بدش می آمد و دلش نمی خواست کسی راببیند. به همین خاطر هم با ازدواج کردن کاملا مخالف بود و در کل با هر کاری که انسانها را به هم نزدیک می کند. این تفکراتش ریشه در مسائلی داشتند که در کودکی برایش اتفاق افتاده بودند و تا بزرگیش هم ادامه داشتند؛ از جمله خودکشی پدرش، ازدواج مجدد مادرش که « شوپنهاور » هرگز راضی به آن نبود و قضیه دعوای او با مادرش و پرت کردن او از پله ها. همین تفکراتش باعث شد دوستیش با « هگل » و « گوته » زیاد دوام نیاورد و وقتی هم که به تدریس روی آورد، نتوانست وقتش را با شاگردانش بگذراند. به همین خاطر هم به کارهای یک نفره روی آورد؛ به طور مثال وقتش را روی تألیف کتاب « جهان همچون اراده و تصور » گذاشت؛ ولی بعد از اینکه با کلی زحمت آن را منتشر کرد و دوباره پای آدمها به میان آمد، اثر او به هیچ وجه مورد توجه قرار نگرفت و دیگ صبرش به جوش آمد. او که حالش از اجتماع و مردم به هم می خورد با این وضع این حس در او تقویت شد؛ مخصوصا وقتی 16 سال بعد از اتمام کتاب، به او خبر دادند که نسخه خطی کتابش که در کتابخانه نگهداری می شد به اشتباه به جای کاغذ باطله فروخته شده است.

منبع: دو هفته نامه « دانستنیها »