شاید ویژگیهائی که انسانهای معمولی را به نوابغ تبدیل می کنند باعث می شوند آنها زندگی ناآرام و در بسیاری از مواقع زجرآوری داشته باشند. به هر حال، آنها از جنس دیگران نیستند و عجیب هم نیست که زندگیشان با بقیه متفاوت باشد. « مودیلیانی » یکی از این نوابغ بود. او نقاش و مجسمه ساز بزرگ ایتالیائی بود که مدتها در فرانسه زندگی کرد. وی همعصر « پیکاسو » بود و حتی از خود « پیکاسو » هم در نقاشی بااستعدادتر؛ ولی « پیکاسو » با زیرکی و ناجوانمردی او را به حاشیه رانده و در سایه خودش قرار داده بود. « مودیلیانی » با سبکسری خودش را جوانمرگ کرد. او درست کار نمی کرد و بی نظم بود و با تمام استعدادی که داشت، نمی توانست پول چندانی دربیاورد. هر چقدر هم درمی آورد خرج خوشگذرانی و مواد مخدر می کرد؛ آن قدر که در اواخر عمرش بسیار پیش می آمد که از مصرف زیاد الکل و مواد مخدر بیهوش می شد. سرانجام در سال 1920 میلادی، در حالی که فقط 35 سال سن داشت، بر اثر ابتلا به سل از دنیا رفت و همسرش؛ « ژان »، که از او کودکی 9 ماهه باردار بود چند روز بعد، خود را از طبقه پنجم ساختمان به پائین انداخت. خیلیها « پیکاسو » را به دلیل دخالتهای مستقیم و غیرمستقیمش در سرنوشت دردناک « مودیلیانی » متهم می دانند. می گویند « پیکاسو » چشم دیدن او را نداشت.
منبع: دو هفته نامه « دانستنیها »