زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

« سقراط »! به دنبال یک لقمه نان باش!

 

ما درباره « سقراط » که یکی از سرشناسترین فلاسفه تاریخ است چیز زیادی نمی دانیم؛ چرا که او در کل اهل نوشتن نبود. نه چیزی درباره خودش و زندگیش نوشت و نه راجع به افکار و عقایدش. هر آن چیزی را هم که درباره او می دانیم از نوشته های معروفترین شاگردش؛ « افلاطون »، ناشی می شود. همسر وی که « گزان تیپ » نام داشت مانند خود او اهل اندیشه و بحث بود و حتی بین زن و شوهر مباحثه هائی هم رخ می داد. « گزان تیپ » به قدری « سقراط » را دوست داشت که وقتی او در سن هفتاد و چند سالگی از دنیا رفت، نمی توانست نبود او را قبول کند. وی همیشه به « سقراط » گیر می داد که چرا مرد زندگی نیست و به جای اینکه به دنبال یک لقمه نان باشد، وقتش را با وراجی کردن با این و آن تلف می کند. منظورش از وراجی بحثهای فلسفی « سقراط » با شاگردانش بود. او یک بار گفته بود: « « سقراط » به هیچ دردی نمی خورد. او به جای اینکه برای خانواده اش نان بیاورد، برایشان افتخار و احترام کسب می کند. »

منبع: دو هفته نامه « دانستنیها » 

نسل کشی ارامنه

 

همیشه روزهای بعد از جنگ به خاطر آشفتگیهایش، بهترین زمان برای اجرای خواسته های غیرانسانی سیاستمداران بوده است. روزهای بعد از جنگ جهانی اول هم همین طور بود. در آن زمان، دولت عثمانی که به عنوان قدرت بلامنازع آسیا شناخته می شد و گستره بزرگی از جهان را در بر داشت دست به اقدامی عجیب و غیرانسانی زد و یک نسل کشی تمام عیار به راه انداخت. ترکها تصمیم گرفته بودند نژاد ارمنی را به کلی از خاک سرزمینشان پاک کنند. به این خاطر، تعداد زیادی از ارامنه را کشته یا به تبعیدگاههای بی آب و علف تبعید کردند. آنها حتی به خود اجازه کشتن ارمنیهای ساکن ایران را هم دادند و برای این کار به سلماس یورش برده و افراد زیادی را به قتل رساندند. منابع بسیاری از قتل عام 1 میلیون و 500 هزار نفر ارمنی حکایت دارند؛ هر چند که دولتمردان ترکیه این اقدام را یک نسل کشی نمی دانند و معتقدند در این سالها ترکهای بسیاری نیز کشته شده اند. هنوز علت این نسل کشی دقیقا مشخص نیست؛ چرا که ترکها اجازه وارسی آرشیو تاریخ جنگ را به کسی نداده اند.

منبع: دو هفته نامه « دانستنیها » 

اولین آتشی که انسان روشن کرد!

 

کشف آتش یکی از مهمترین عوامل رشد و تکامل بشر محسوب می شود؛ چرا که با کشف آن بود که انسان توانست غذایش را بپزد و به تکنولوژیهای جدید دست پیدا کند. حدود 10 سال قبل تصور می شد که قدیمیترین ردپای آتش 500 هزار سال قدمت دارد. سپس در سال 2004 میلادی آتشی کشف شد که 790 هزار سال پیش روشن شده بود؛ اما آخرین باری که ردپای آتش روشن شده به دست انسان کشف شد موردی بود که در عمق 30 متری غار « واندرورک »؛ واقع در آفریقای جنوبی و 300 هزار سال زودتر از آتشهای کشف شده قبلی روشن شده بود. بقایای کشف شده شامل استخوان حیوانات، تبر دستی و خاکستر گیاهان بود. بررسی رسوبهای غار نشان داد که این بقایا تا دمای بیش از 700 درجه سانتیگراد گرم شده اند. به گفته باستانشناسان از این خاکستر به عنوان سوخت استفاده می شده است. می توان نتیجه گرفت که گونه ای از انسانهای نخستین به نام « هوموارکتوس » حداقل 300 هزار سال زودتر توانسته بودند هنر بهره برداری از این عنصر طبیعی را به دست آورده و حتی از آن برای پخت غذا استفاده کنند.

منبع: دو هفته نامه « دانستنیها » 

تاریخچه « دری وری گفتن »

 

اصطلاحاتی که برای نامیدن حرفهای نامفهوم و بی معنی استفاده می شوند فراوانند؛ مثل « چرت و پرت »، « شر و ور »، « صد من یک غاز » و ... . یکی از مشهورترین این الفاظ « دری وری » است. پس از حمله اعراب به ایران و از بین رفتن زبان فارسی زمان ساسانیان که به آن « فارسی میانه » می گویند، سالها طول کشید تا دوباره دولتهائی مستقل در ایران تشکیل شوند. اولین حکومتهای مستقل در خراسان تشکیل شدند و زبان فارسی ای را که در آن منطقه وجود داشت به زبان رسمی دولتهای خود تبدیل کردند. به این زبان « زبان دری » می گفتند. کلمه « دری » به معنی منسوب به دربار است. از آنجائی که این زبان زبان درباریان بود و مکاتبات و متون آن زمان به این زبان انجام می شد و فقط صاحب منصبان و افراد نخبه آن را می دانستند؛ ولی عامه مردم از آن سر در نمی آوردند، وقتی کسی به این زبان صحبت می کرد یا چیزی می نوشت، برای عوام مفهوم نبود و برای همین می گفتند: « دری وری می گوید. » بعدها از این لفظ برای اشاره به حرفهای نامفهوم و بی معنی استفاده شد.

منبع: دو هفته نامه « دانستنیها » 

شامپو از کجا آمده است؟

 

کلمه « شامپو » در اصل از هند آمده و تغییریافته کلمه « چامپانا » است. « چامپانا » در زبان هندی به معنی ماساژ دادن است. چندین قرن قبل، ماساژ دادن سر با استفاده از معجونی که حاوی سدر، چوبک، کتیرا و مواد معدنی ای مانند خاکهای سیلیسی بود رواج داشت. به این معجون « چامپانا » می گفتند. در قرن 19 میلادی، یک تاجر هندی به نام « شیخ دین محمد » که در انگلستان زندگی می کرد مقدار زیادی شامپو با خود از هند آورد و هنگام حمام کردن از آن استفاده می کرد. چند سال بعد، وی یک سونای بخار سنتی ترکیه ای در انگلستان افتتاح کرد که در آن سر مشتریها را با شامپو ماساژ می دادند. وقتی کارش گرفت، او را به « جورج چهارم » و بعد « ویلیام چهارم » که پادشاهان انگلستان بودند معرفی و آنها هم شامپو را امتحان کردند. در اوایل قرن 19 میلادی، شامپو در سراسر اروپا معروف شده بود؛ اما دیگر معنی ماساژ نمی داد؛ بلکه قالبهای جامدی بودند که برای شستشوی سر تولید می شدند. البته قبل از آن، مردم از صابونهای جامد برای شستشوی سر استفاده می کردند؛ اما آنها موها را خشک و بدحالت می کردند. مدتها بعد با حل شامپوهای جامد در آب و اضافه کردن مواد دیگر به آن شامپوهای مایع تولید شدند.

منبع: دو هفته نامه « دانستنیها »