زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

دوباره

 

به رنگ آبی کاشی دوباره،

کنار حوض نقاشی دوباره،

ندارم کودکیهای خودم را

که گاهی پیش من باشی دوباره.

« محمد محمدی » 

خسوف در صدا

 

همیشه وقتی به محال می اندیشم،

در صدایم،

خسوفی گل می کند

و آفتاب آسمان مسلم،

کنار پنجره می پژمرد.

همیشه وقتی منتظر ناممکنم،

کودکیهایم بازمی گردند

و جدائی؛ چون دشنه ای مقدس،

لحظاتم را آئینی می کند.

تو را از آینه می پرسم،

از ذهنهای ساده و گلرنگ

و بافه های تنهائیم.

خشکسال بی سابقه را

تکذیب می کند.

سؤال کوچکی دارم؛

اما پاسخهای بزرگم،

همیشه طفره می روند.

« سید حسن حسینی » 

عشق تو

 

ما در ره عشق تو اسیران بلائیم.

کس نیست چنین عاشق بیچاره که مائیم.

بر ما نظری کن؛ که در این شهر غریبیم.

بر ما کرمی کن؛ که درین شهر گدائیم.

حلاج وشانیم که از دار نترسیم.

مجنون صفتانیم که در عشق خدائیم.

ترسیدن ما چون که هم از بیم بلا بود.

اکنون ز چه ترسیم؟ که در عین بلائیم.

ما را به تو سریست که کس محرم آن نیست.

گر سر برود، سر تو با کس نگشائیم.

ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است.

بردار ز رخ پرده؛ که مشتاق لقائیم.

« مولانا » 

غم

 

غیر از غم تو مرا غمی دیگر نیست.

بی دوست شبی نیست که چشمم تر نیست.

آن سان که غمش نشسته در خانه دل،

انگار که فکر رفتنش در سر نیست.

« داوود محمدی » 

رود عشق

 

دلم باغی پر از ریحان و گل بود.

به روی رود عشقت مثل پل بود.

نگاهم کردی و ویران شد این دل.

مگر چشم تو از قوم مغول بود؟

« محمدرضا مهدیزاده »