لذتهای جسمی چیزی نیستند به جز رفع درد. پس، آن چه را که در وقت خوردن لذت می دانی چیزی نیست؛ جز رفع درد گرسنگی و آن چه را که هنگام مجامعت لذت می شماری نیست؛ مگر ازاله منی. همچنین لذتها و دردهای انسان منحصر به لذات و آلام جسمی نیستند و برای هر یک از قوای چهارگانه انسان؛ یعنی عقل، شهوت، غضب و وهم، لذات و آلامی است. لذت قوه شهویه در خوردن، نوشیدن، جماع و سایر لذات شهویه است و درد آن نرسیدن به آنها و اگر اکثر اوقات در کار آراستن طعامهای لذیذ یا خواستن زنهای زیبا و ... هستی نام انسان را بر خود منه و خود را یکی از چهارپایان بدان. لذت قوه غضبیه رسیدن به منصب و جاه، برتری بر دیگران، زدن، شکستن، فحش دادن، اذیت و آزار و مانند اینهاست و درد آن در عدم رسیدن به آنها و اگر اکثر اوقات خود را در این احوال دیدی، خود را از زمره انسان مشمار و خود را سگی گزنده یا گرگی درنده بدان. لذت قوه وهمیه نیز مکر، حیله، نزویر و نیرنگ است برای رسیدن به اهداف شهوانی یا اهداف قوه غضبیه و درد آن دوری از آنها و اگر اکثر اوقات خود را در کار مکر و حیله دیدی، خود را از حزب بنی آدم خارج بدان؛ چرا که شیطان مجسم هستی و اما لذت قوه عاقله تحصیل پیوسته معرفت الهی و کسب صفات نیک، عبادت پروردگار، اطاعت از رسول خدا، طلب راه سعادت و وصول به مرتبه قرب خداوند است و درد آن دوری از اینها و اگر بیشتر اوقات در این حال هستی، خود را انسان حقیقی بدان که عالم آن از عالم ملائکه بالاتر و رتبه اش از رتبه آنها والاتر است.
منبع: کتاب « معراج السعاده »