برای پاسخ به این سؤال، باید از « فقه »، کمک گرفت؛ چرا که در فقه، بین « ملک » و « مال »، فرق است. چنانکه در تعریف « مال »، گفته شد، « مال » به اشیاء و چیزهائی، گفته می شود که « عرف » آن را دارای « ارزش مبادله » و « منفعت عقلائی »، بداند و نشانه آن این است که مردم و عقلاء حاضرند بابت آن، پول بپردازند؛ اما « ملک » عبارت است از سلطه و تصرفی که انسان بر چیزی، دارد؛ اعم از آنکه آن شیء ارزش مالی داشته یا نداشته باشد. برخی از چیزها، هم، « ملک » و هم، « مال » هستند؛ مثل خانه، اتومبیل، کتاب؛ ولی برخی از اشیاء، « مال » هستند؛ اما « ملک » نیستند؛ مانند معادن، جنگلها، اراضی موات، حیوانات وحشی و آبزیان حلال گوشت قبل از اینکه در اختیار و تسلط مردم، قرار گیرند. برخی از چیزها، « ملک » هستند؛ اما « مالیت » ندارند و « مال » نیستند؛ مثل یک دانه گندم یا کرمها و حشرات که به لحاظ کمی ارزش یا پلیدی، « مالیت » ندارند؛ اما اگر در تملک کسی، باشند، « ملک » او هستند و کسی نمی تواند در آنها، بدون اجازه وی، تصرف کند. « امام خمینی (ره) » می فرمایند: « اگر کسی مشتی خاک را بردارد و به تصرف خود، درآورد، مالک آن می شود و کسی نمی تواند در آن، تصرف کند و اگر کسی بدون اجازه، با آن، تیمم کند، باطل خواهد بود؛ با اینکه آن کف خاک مسلما، « مال » نیست. » با این توضیح، باید گفت « مال اندک » - مثل یک دانه گندم - « مال » نیست؛ ولی نباید گمان کرد که نمی تواند مورد تملک کسی، بوده و هیچ ارزشی ندارد؛ زیرا اگر یک دانه گندم ارزشی نداشت و قابل تملک نبود، پس یک خرمن گندم نیز، ارزشی نداشت؛ در حالیکه چنین نیست.