« فقهای امامیه » معادن را به دو قسم « ظاهری » و « باطنی »، تقسیم کرده اند. « معادن ظاهری » معادنی را گویند که روی زمین، قرار داشته و با برداشتن کمی از سطح زمین، معدن آشکار می گردد؛ مثل معدن نمک که برخلاف « معادن باطنی »، است که می باید با استخراج و زحمت فراوان، به آن، رسید. اصل اولی این است که اجازه بهره برداری از معادن، به همه افراد، داده شود و کسی نمی تواند مانع استفاده دیگری گردد. مطابق ماده 161 « قانون مدنی »: « معدنی که در زمین کسی، واقع شده باشد « ملک » صاحب زمین است و استخراج آن تابع قوانین مخصوصه خواهد بود. ». مستنبط از ماده 147 « قانون مدنی »، اگر معدنی در « اراضی موات » و « اراضی مباحه »، یافت شود، متعلق به کسی است که آن را « حیازت » کرده؛ اما با اصلاح « قانون معادن » ( 22 / 8 / 90 )، مواردی جدید به شرح ذیل، مطرح شده است:
مطابق ماده 2 « قانون اصلاح معادن درراستای اجرای سیاستهای کلی اصل 44 و 45 « قانون اساسی » »، فراهم آوردن موجبات توسعه فعالیتهای معدنی، دستیابی به ارزش افزوده مواد خام معدنی، توسعه صادرات مواد معدنی با ارزش افزوده، ایجاد اشتغال در این بخش و نیز، افزایش سهم بخش معدن در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور به عهده « وزارت صنعت، معدن و تجارت »، است و اعمال حاکمیت مذکور در این ماده، مانع اعمال مالکیت اشخاص حقیقی و حقوقی در محدوده قوانین و مقررات، نیست. همچنین، بر اساس ماده 5 قانون مزبور: « اکتشاف ذخایر معدنی توسط اشخاص حقیقی و حقوقی مجاز، انجام می شود. « وزارت صنعت، معدن و تجارت » مکلف است بستر لازم را برای اکتشاف ذخایر معدنی در سراسر کشور، برای اشخاص حقیقی و حقوقی، فراهم کند. » به علاوه، بر اساس تبصره 2 این ماده، « حق اکتشاف » برای متقاضیان « پروانه اکتشاف »، به رسمیت شناخته شده و بر اساس ماده 7 این قانون، « وزارت صنعت، معدن و تجارت » مکلف است پس از رسیدگی به « گزارش عملیات اکتشافی » ای که توسط اشخاص حقیقی و حقوقی ذیصلاح، گواهی شده، نسبت به صدور « گواهی کشف »، به نام دارنده « پروانه اکتشاف »، اقدام نماید. تبصره 2 این ماده نیز، مقرر می دارد بهره برداران از ذخایر معدنی طبقه 2 - به استثنای بهره برداران « کاشف » یا « دارندگان گواهی کشف » - مکلفند حداکثر، نیم درصد از محصول استخراج شده از معدن یا بهای آن را - به اختیار « کاشف » - به نرخ روز، از تاریخ شروع استخراج تا حداکثر، 25 سال، به عنوان « حق اکتشاف »، به وی، بپردازند.
به نظر می رسد اصلاح « قانون معادن » امکان سرمایه گذاری بیشتر بخش غیردولتی را در معادن بزرگ، فراهم می کند. همچنین، با توجه به صرف بخشی از درآمد معدنی کشور، برای عمران و آبادی مناطق حومه معادن، امید است که این اقدام به توسعه روستاها و شهرهای حومه معادن، منجر شود.