باید توجه داشت که « مالکیت در اسلام » بر اساس « جهان بینی ایمان به مبداء و معاد »، سرچشمه می گیرد و بر این اساس، از دیدگاه اسلام، کلیه موجودات جهان « مملوک خداوند » هستند و اموالی که در دست انسانها، با شرایط خاصی، قرار می گیرند نیز، ذاتا، از آن خداوند، بوده و به طور عاریت، به انسانها، عطاء شده و متقابلا، وظائفی برای آن، مقرر شده است. خداوند در « قرآن کریم »، می فرماید: « زمین را در اختیار انسانها، گذارد. در آن، میوه و درختان خرمای خوشه دار قرار داد. » در « حقوق اسلام »، اسباب ایجاد « مالکیت » برای انسان و روشهای مشروع کسب اموال را خداوند تعیین می نماید و به « حکومت اسلامی »، حق وضع آنها را می دهد. اصل 45 « قانون اساسی » نیز، بدین امر، تأکید دارد. از دیدگاه « مبانی اقتصادی در اسلام »، « برداشتن هر گامی در راه تقویت اقتصاد و هر گونه حرکت و فعالیتی در تحکیم بنیه اقتصادی جامعه اسلامی »، یک نوع عبادت و ایجاد ارتباط مثبت با خالق جهان، است. « حضرت علی (ع) » می فرمایند: « ... کسی که خداوند به او، مال عطاء فرموده لازم است به وسیله مال، پیوند خویشاوندی خود را برقرار و میهمانان خود را پذیرائی کند و اسیران و گرفتاران را رهائی بخشد و به فقراء و مقروضان، کمک نماید و در سایه آن مال، در راه ادای حقوق اجتماعی، به منظور تحصیل ثواب خداوند، گام بردارد و دست یافتن به این خصلتها، باعث شرافت و عظمت در زندگی دنیا و رسیدن به درجات عالیه آخرت، است. »
« تحصیل مال » باید با روشهای مشروع و حلال و پرهیز از مکاسب محرمه و ممنوع، باشد. همچنین، داشتن مال باید با احساس وظائفی؛ از قبیل، انفاق در راه خد ا و توجه به مستمندان و مستضعفان، همگام باشد و در مصرف آن، باید از اسراف، تبذیر و تجملگرائی، دوری نموده و با تقدیر و اندازه گیری که بر اساس احتیاجات لازم زندگی فردی و اجتماعی، پی ریزی شده است، توأم باشد. « امام علی (ع) » به حاکم خود، در شهر « فارس »، فرمودند: « ... تو اموال مسلمانان را که با نیزه ها و اسبهایشان، گرد آورده اند و خونهایشان بر سر آن، ریخته شده در بین عربهای خویشاوند خود که تو را برگزیده اند، قسمت می کنی. پس، سوگند به خدائی که دانه را شکافت و انسان را آفرید که اگر این کار راست باشد، از من، نسبت به خود، زبونی می یابی و از حیث مرتبه، نزد من، سبک گردی ( جایگاهت پائین می آید )! پس، حق پروردگارت را خوار نکن و دنیایت را به کاستن دینت، آباد نکن که در جرگه آنان که از حیث کردارها، زیانکارترند، خواهی بود. » « دین اسلام » مسلمانان را ملزم می کند که از اسراف، تبذیر، تجمل گرائی، تقلب، ریا، احتکار و گرانفروشی، احتراز کنند تا از تورم، فقر، پریشانی و بیکاری، اثری نباشد و جامعه بر اساس کار صحیح و مفید و بر پایه محبت، اخوت، عواطف انسانی، ایثار، احسان، تعاون، خودکفائی و استقلال، استوار باشد.