« مالکیت » کاملترین مصداق « حق عینی » و بارزترین « حق مالی » فرد نسبت به « اموال »، است؛ لیکن در مراتب ضعیفتر خود، شامل « حق انتفاع » و « حق ارتفاق » می شود. « حق انتفاع » یکی از مراتب « مالکیت » و یکی از وجوه آن، است. هر گاه، « مالک » فقط، « حق استفاده » از « مال » خود را به دیگری، واگذار کند و مورد قبول « استفاده کننده » نیز، واقع گردد، « عقد انتفاع » شکل گرفته است. اثر « عقد انتفاع » آن است که « دارند حق » می تواند از « مال »، استفاده نماید. این « حق » در واقع، یک « حق عینی » برای « منتفع »، است و موضوع آن « شیء معین مادی » می باشد؛ اعم از اینکه از « اموال منقول »، باشد یا « غیرمنقول ». در این حالت، « منتفع » تنتها، « حق استفاده » از « منافع » به وجود آمده را دارد؛ لیکن « مالک » آن « منافع » نیست. مطابق ماده 40 « قانون مدنی »: « « حق انتفاع » عبارت از « حق »ی، است که به موجب آن، شخص می تواند از « مال »ی که « عین » آن « ملک » دیگری است یا « مالک خاص »ی ندارد، استفاده کند. » « حق انتفاع » برای « مالک » « عین » که « حق انتفاع » را واگذار کرده، محدودیت در « تصرفات مالکانه »، ایجاد می کند. موضوع « حق انتفاع » « اموال »ی است که استفاده از آن، موجب استهلاک فوری یا معدوم شدن « عین » آن « مال »، نشود و « انتفاع » از « مال »، با بقاء آن، ممکن باشد. نکته قابل ذکر اینکه « دارنده حق انتفاع » « مالک » « منافع » آن نیست و « منافع » در « ملکیت » او، ایجاد نمی شود؛ بلکه وی صرفا، « حق استفاده » دارد. البته همین « حق استفاده » را در صورت عدم شرط مخالف، می تواند به دیگری، واگذار کند؛ ولی شخص « انتقال گیرنده » نیز، تنها، « حق استفاده » دارد و « مالک » « منافع » نمی شود. اثر این نکته حقوقی در این امر، ظاهر می شود که اگر شخصی « مالک » « منافع » گردید، به لحاظ « مالکیت »، حق « تصرفات مالکانه »؛ نظیر « انتقال به غیر » را دارد و نیازی به اجازه گرفتن از کسی، ندارد؛ در حالیکه در « حق انتفاع »، آن چه « صاحب حق » دارد یکی از شاخه های « مالکیت » است که همان « حق استعمال » می باشد؛ به عنوان مثال، اگر « حق انتفاع » باغی به فردی، برای 1 سال، واگذار شود، وی حق دارد در طول سال، از میوه، سایه و سایر « منافع » باغ، استفاده نماید؛ لیکن در پایان سال، « حق » بردن میوه را از باغ، ندارد؛ زیرا « حق »ی که داشته « استفاده از باغ که در طول 1 سال، استیفاء نموده است » بوده؛ اما اگر همین باغ به مدت 1 سال، در اجاره وی، می بود، چون « منافع » باغ در « ملکیت » او، حاصل شده و « حق استثمار » از باغ را دارد، پس از 1 سال، « حق » بردن میوه های باغ را دارد؛ چرا که « مالک » « منافع » می باشد. این مسئله کاربردهای عملی دیگری نیز، دارد؛ مثلا، در « فقه »، این مسئله مطرح است که آن چه در عروسی، تقدیم میهمانان می شود ( نثارالعرس ) چه « حق »ی را برای میهمانان، ایجاد می کند و آیا میهمانان « مالک » آن غذا یا میوه و شیرینی هستند یا تنها، « حق استفاده » دارند و « حق » بردن به خارج را ندارند. در « فقه »، گفته می شود که میهمانان تنها، « حق استفاده » دارند و بردن به خارج و بخشش به دیگری، ممکن نبوده و « حرام » است؛ زیرا « مالک » آن نیستند. آن چه در افواه مردم، است که خوردن « حلال » و بردن « حرام » است ریشه در « شرع »، دارد. البته قصد و نیت میزبان را نیز، باید مد نظر، قرار داد؛ به عنوان مثال، چنانچه میزبان غذا یا میوه را در ظرف یک بار مصرف، قرار داده و تقدیم میهمانان نماید، در واقع، قصدش « تملیک » آن بوده که در این صورت، می توان آن را به خارج، برد یا به دیگری، داد.