« عدم تمرکز اداری » دارای « محاسن »ی است: 1- از نظر « روانشناسی »، این « نظام » موافق با « تمایلات بشری »، است. « افراد » از اینکه « حکومت مرکزی » در تمام « امور اداری » مربوط به آنها، دخالت کند، سخت بیزار بوده و علاقه به « مشارکت »، دارند. 2- از نظر « سیاسی »، این « نظام » در کشوری با اختلافات نژادی، مذهبی و آداب و رسوم مختلف و متفاوت، از حیث « شرایط جغرافیائی و اقتصادی »، بهترین « سبک اداره » است؛ چرا که هر « ناحیه » را طبق « نیازها و مقتضیات محلی »، « اداره » می کند. 3- از نظر « اداری » و « فنی »، « امور محلی » به وسیله « مأموران محلی »، بهتر « اداره » می شوند تا به وسیله « مأموران مرکز ». 4- این « نظام » بهترین وسیله برای « حل سریع امور اداری »، است؛ زیرا در آن، نیاز زیادی به « مراجعه » و « مکاتبه » با « مرکز »، نیست. 5- در آن، « حس همکاری افراد» نسبت به « مقامات اداری »، بیشتر است. 6- این « نظام » سبب می شود که « وظائف » « مرکز » سبکتر گردیده و کارها بهتر « اداره » شوند. 7- در این « نظام »، « حس ابتکار و فعالیت افراد » افزایش می یابد و از زیانهای دخالت « دولت » که موجب از بین رفتن « ابتکار خصوصی »، است، کاسته می گردد. 8- در این « نظام »، « افراد » از راه « شرکت در انتخابات محلی »، تجربه لازم را جهت « شرکت در زندگی عمومی کشور »، به دست می آورند.
البته این « نظام » « معایب »ی نیز، دارد که می توان به این موارد، اشاره نمود: 1- اغلب، موجب « تشتت »، « نفاق » و « عوامفریبی »، می شود و برای « پیشرفت کارها » و « مصالح عمومی »، زیانبار است. 2- در این شیوه، « مأموران محلی » تحت نفوذ « اعضای شوراها »، قرار می گیرند. 3- در آن، گاهی، « اغراض شخصی » بر « مصالح عمومی »، غلبه می کند و گاهی، « تحقق برنامه های عمومی کشور » را دچار « وقفه »، می سازد. « عدم تمرکز » از مظاهر « دموکراسی »، بوده و نارسائیهای موجود در « دموکراسی » را برای « عدم تمرکز » هم، می توان برشمرد.