زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

تاریخچه « نظام تمرکز اداری » و « نظام عدم تمرکز اداری » در ایران

 

« سبک اداره » کشور ما تا قبل از « مشروطیت »، به شکل « تمرکز »، بود. « دولت هخامنشی » « سیاست تمرکز » داشت و « داریوش » امپراطوری را به 20 ایالت؛ به نام « ساتراپی »، تقسیم کرده بود که همه طبق نظر « شاه »، « انجام وظیفه » می کردند. در زمان « اشکانیان »، « مرکزیت دولت » از هم، پاشیده شد و « حکام » قدرت فوق العاده ای یافتند. به همین جهت، برخی از مورخین، این دوره را « دوره ملوک الطوائفی ایران باستان » نامیده اند. در دوره « ساسانیان »، دوباره، « مرکزیت » شدیدی به وجود آمد و نفوذ « دولت مرکزی » در سراسر کشور، بسط یافت. « دولت اسلامی » نیز، « تمرکز » کافی داشت و تمام « اختیارات » از شخص « خلیفه »، ناشی می شد و « حکام » از طرف او، « عزل » و « نصب » می شدند. قدرت « دول اسلامی عرب » دیری نپائید که رو به ضعف، نهاد و « امپراطوری اسلامی » به کشورهای متعددی، تقسیم شد و بعدها، « مرکزیت » مختصر آن هم، با حمله « چنگیز » و « تیمور »، از بین رفت. از « دوره صفویه » به بعد، « نفوذ مرکز و دولت ملی » دوباره، در سراسر کشور، توسعه یافت. پیش از « مشروطیت »، « تمرکز » در ایران، بیشتر، به شکل « ظاهری » و « صوری »، بود. هر چند، رسماً، همه « مأموران » تابع « مرکز »، بودند؛ اما در عمل، خود همه کارها را در دست داشتند. پس از « مشروطیت » در ایران، « سازمان اداری کشورهای غربی » نمونه و سرمشق قرار گرفتند. پس از « مشروطیت »، طبق « متمم قانون اساسی منسوخ 1325 هجری قمری » و « قانون انجمنهای ایالتی و ولایتی » ( مصوب 1325 هجری قمری ) و « قانون بلدیه » ( مورخ 1325 هجری قمری )، برای « اداره امور شهرستانها »، « نظام عدم تمرکز » تصویب شد و مقرر شد « امور محلی » توسط « انجمنهای ایالتی و ولایتی و بلدی »، اداره شوند. هدف « بنیانگذاران مشروطیت » از تشکیل « انجمنهای ایالتی و ولایتی و بلدی »، « شرکت دادن افراد در اداره امور محلی خود » و « جلوگیری از استبداد حکمرانان و ولات » بود؛ اما علت شکست « انجمنهای ایالتی و ولایتی » این بود که « قوانین » آنها مطابق با « مقتضیات زمان »، نبود و تنها، از « کشورهای خارج »؛ به ویژه، « فرانسه » و « بلژیک »، اقتباس شده بود. « انتخابات انجمنهای ایالتی و ولایتی » ثابت کرد که هنوز، « افراد » به « رشد کافی »، نرسیده اند. « انجمن »های مزبور در اثر « مداخله دولت » یا « افراد ناصالح و متنفذ »، نتایج مطلوب را نداد و موجب « هرج و مرج » و « بی نظمی »، گردید. « انجمنهای ایالتی و ولایتی » از دوره های اولیه « قانونگذاری » به بعد، دیگر، تشکیل نیافت. « قانون بلدیه » نیز، به موجب « قانون بلدیه 30 اردیبهشت 1309 هجری شمسی »، به طور رسمی، منسوخ شد. یک بار دیگر، « آزادیهای سیاسی » بعد از شهریور 1320 هجری شمسی، نضج گرفت و « اعطای استقلال به شهرستانها » و « شرکت دادن مردم در اداره امور خود » مورد توجه، قرار گرفت. در راستای « آزادیهای سیاسی » ایجادشده بعد از شهریور 1320 هجری شمسی، « دولت » نیز، « لوایح »ی را تهیه و تقدیم « مجلس »، نمود که از آن جمله، می توان به « لایحه قانون شهرداریها » ( مصوب 1328 هجری شمسی )، اشاره کرد.