دیگر گریه نمی کنی
برای گنجشکهائی که
تلف می شوند
در زمستان!
نکند
چشمهای تو هم،
دچار خشکسالی شده اند!
« مریم حمید شریفلو »
دنیا که به آخر نرسیده.
هنوز فرصتی هست برای دوست داشتن.
هنوز چراغ ستاره ها روشنند
و ماه دریغ نکرده از ما،
مهربانیش را.
خورشید هنوز همان خورشیدیست
که سالیان سال بوده
و زمین هم،
هنوز همان زمین؛
هر چند طاقتش فرسوده.
مگر نمی بینی هنوز،
باران می بارد،
برف می ریزد،
باد می وزد!؟
در هر لحظه از شب،
در هر لحظه از روز،
در لا به لای کلماتمان،
جاریست خدا هنوز.
پس بیخودی چوب لای چرخ روزگار می گذاریم.
بگذار بچرخد این چرخ،
بر حول و حوش همان مدار؛
مثل همیشه بی گدار،
مثل همیشه بی قرار.
« غلامرضا پیرانی »