زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

زمستان است!

 

زمستان است و در جائی من و عشق،

به زیر چتر تنهائی من و عشق.

تمام عابران را دوره کردیم.

نبودی تو؛ نمی آئی؛ من و عشق.

« محمد محمدی » 

زمستان

 

تو سنگ فتنه هائی؛ مرگ بر تو!

رها در شهر مائی؛ مرگ بر تو!

تو گنجشک مرا بی جفت کردی.

زمستان جدائی! مرگ بر تو!

« محمد محمدی » 

در آن جا

 

شهاب دیگری خواهم در آن جا

و ماه بهتری خواهم در آن جا.

دلم را آسمان کردم برایت.

ز چشمت اختری خواهم در آن جا.

« محمد محمدی » 

نه!

 

نه.

من ماه نیستم

و اگر انبوه ابرهای سیاه را

کنار بزنی،

می بینی

من یک دختر معمولیم

که تو را دوست دارد.

« لیلا عباسعلی زاده » 

یک پرنده

 

منم امشب تمام یک پرنده،

ز سر تا پا به دام یک پرنده.

تو شاهینی، عقابی، عشق وحشی!

شکارم کن به نام یک پرنده.

« محمد محمدی »