زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

آواز ماه

 

تنهائی،

نوجوان شانزده ساله ای است

که رو به ماه ایستاده

و چشمهایش را

تنگ کرده رو به نوری خفیف.

خدا،

از پشت ماه نگاه می کند

و انتظار می کشد

که تنهائی آوازی بخواند.

شانزده ساله شو

و آواز بخوان.

« لاله جهانگرد » 

دوست برفی

 

با گلوله برفیم،

تمام کوچه ها را گشتم

به دنبال یک دوست.

برف بند آمد؛

گلوله ای نماند.

کوچه ها تمام شد؛

دوستی نبود.

« زهرا فیض الهی » 

شکرانه

 

پرنده ای که بال و پرش زخمی بود

در آفتاب ایستاد

و خدا را شکر کرد.

نه به خاطر پرنده بودن

یا گرمای آفتاب

که روی پرش خوابیده؛

به خاطر پاهای کوچکش

که هنوز سالمند؛

پاهائی برای رفتن به سمت آفتاب.

« لاله جهانگرد » 

دل شکسته

 

تو نمی دانستی

که دل من،

همچون برگها در پائیز،

نازک و نارنجی است.

قهر تو طوفانی شد

و بر من غرید.

دل تردم.

ای وای!

« شیدا هادی پور » 

آرزوی محال

 

شرط می بندم

وقتی برمی گردی،

بهار از زمستان سبقت می گیرد

و پروانه ها،

به این سمت دنیا کوچ می کنند.

نگران باختن شرط نیستم.

تو،

برنمی گردی.

« سیده مریم حسینی »