زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

تو مرا می فهمی!

 

تو مرا

خوب می بینی

با چشمهائی که ابر را

خوب می فهمند.

« الهام همتی » 

این روزها

 

خوابها سفید.

بالشتها سفید.

دیوارها سفید.

رختخوابها سفید.

روزهای وایتکس خورده عید.

« زیتا ملکی » 

با تو جوانه می زنم!

 

در این زمستان،

تنها یک برگ از مهربانیت را

به من ببخش.

قول می دهم

بهار شوم.

« مریم سادات منصوری » 

دل کندن

 

پله ها پایش را

از سراشیبی ناچاری،

پائین می بردند؛

در سینه اش ولی

قلبی بود

که نمی توانست دل بکند.

« مریم سادات منصوری » 

خشم

 

دست از سرم بردار.

من با همه قهرم؛

با این چراغ و آن قلمدان سفالی،

با این اتاق زشت،

با میز و قالی.

 

دست از سرم بردار

ای عکس بدجنسی که می خندی به کارم!

من خوب کردم

لج کرده ام با اهل خانه.

 

اما چرا

چپ چپ نگاهم می کنند آئینه و شانه؟

اما چرا

حس می کنم من هیولای بزرگم؟

اما چرا ...؟

آیا

من خوب کرده ام؟

« مهدیه نظری »