زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

اثرات جانبی مصرف الکل و تمرین روحی سه مرحله ای برای غلبه بر اعتیاد به آن

 

یکی از نوشیدنیهای دارای جزء بالای « تاما » الکل است که انرژیهای سیاه محیط را به شدت، جذب می کند. ( جهت آشنائی با اجزاء پایه هستی « ساتوا »، « راجا » و « تاما »، به مقاله « اثرات مخرب استفاده از رنگ سیاه، بر رشد معنوی افراد »، مراجعه شود. ) با نوشیدن الکل، این انرزیهای سیاه وارد بدن فرد، شده و حلقه ای از انرژیهای سیاه در اطراف ذهن فرد، تشکیل می گردد که این حالت، فرد را بیشتر مستعد حمله توسط ارواح یا اجداد درگذشته، می سازد. انسانها تا زمان حیاتشان در این دنیا، فرصت دارند خود را از رفتارهای اعتیادگونه مختلف؛ از جمله مصرف الکل، رهائی بخشند. در غیر این صورت، پس از مرگ، علاقه آنها به ادامه رفتارهای قبلیشان، در مرکز علاقه ها و تمایلات در ذهن ناخودگاه، باقی مانده و آنها تلاش می کنند با تحت تسخیر قرار دادن افراد دیگر، به ارضاء تمایلات خود، بپردازند. افرادی که علاقه به مصرف الکل داشته و به مصرف آن، می پردازند با ایجاد حلقه های انرژیهای منفی در اطراف ذهن خود، شرایط را برای این گونه ارواح، آسان می سازند. آنها نه تنها از طریق این افراد، به ادامه رفتارهای اعتیادی خود، می پردازند؛ بلکه آنها را به رفتارهای خشونت آمیز علیه خانواده و جامعه، تشویق می نمایند و به این ترتیب، نظم موجود در خانه و جامعه را از میان می برند.

اعتیاد به شکل نابهنجار استفاده از مواد که منجر به اختلالات و مشکلات مهم کلینیکی، شده و سه یا بیشتر از سه مورد از موارد ذیل را که در یک دوره زمانی 12 ماهه، به طول می انجامد، شامل می شود اطلاق می گردد: 1- مواد اغلب اوقات، به مقادیر زیاد یا برای مدتی بیش از زمان مشخص شده، مصرف گردد. 2- تمایلی شدید؛ ولی تلاشی ناموفق برای قطع یا کنترل مصرف مواد. 3- صرف زمان فراوان جهت فعالیتهای لازم برای به دست آوردن مواد؛ مثل ملاقات کردن پزشکان متعدد یا مسافتهائی طولانی را رانندگی کردن و ...، استفاده از مواد؛ مانند کشیدن سیگار به صورت متوالی و نیز، انتظار برای از بین رفتن اثرات ناشی از مصرف آن. 4- رها کردن یا کاهش فعالیتهای مهم اجتماعی، شغلی و ... به دلیل سوء مصرف مواد. 5- ادامه دادن به مصرف مواد؛ علیرغم علم به این موضوع که استفاده از آن، باعث ایجاد یا افزایش مشکلات روانی، فیزیکی و ... خواهد شد

اعتیاد به شکلهای متفاوتی در دنیا، مشاهده می شود؛ ولی 5 شکل رایجتر آن در ایالات متحده آمریکا، اعتیاد به الکل، کشیدن سیگار، مصرف مواد مخدر، پرخوری و قماربازی می باشد که سالانه هزینه های هنگفتی را به صورت هزینه های درمانی و از دست دادن عملکرد شغلی و ...، بر دولت و جامعه آمریکا، تحمیل می کند. مصرف الکل عامل 30 درصد تجاوزات جنسی، 33 درصد سرقت از منازل و 50 درصد جنایات خیابانی در انگلستان، می باشد. همچنین، یک مورد از هشت فوت در افراد زیر 25 سال استرالیا، مرتبط با مصرف الکل، است. اینها تنها گوشه ای از تأثیرات مرگبار سوء مصرف مواد و اعتیاد را، در سطح فردی، خانوادگی و اجتماعی، نشان می دهند. بر اساس آمارهای منتشر شده، نرخ موفقیت در ترک اعتیاد - در شکلهای مختلف آن - بسیار پائین و بازگشت به اعتیاد پس از ترک آن، بسیار بالاست.

هدف از زندگی، کامل کردن سرنوشت و رشد روحی انسانها جهت شناخت خداوند، می باشد. افراد معتاد زمان، پول و انرژی خود را هدر داده و آن را صرف اعتیاد خود می نمایند که این مسئله سبب دور نگاه داشتن آنها از هدف اصلی زندگی، می شود. دولتهای مختلف سرتاسر دنیا، سالانه بودجه های زیادی را به مبارزه با اعتیاد، اختصاص می دهند؛ با این وجود، موفقیتی در این باره، حاصل نشده است. به همین جهت، خانواده ها و جامعه نیز، باید در این چالش، سهیم گردند. اگر جامعه در راه رشد روحی خود، گام بردارد، جهان مکان بسیار متفاوتی نسبت به دنیای فعلی، خواهد بود.

بر خلاف بسیاری از بیماریهای رایج؛ از جمله مرض سل که دلیل مشخص ( میکروب ) و شیوه درمانی تعیین شده ای برای درمان آن، وجود دارد، هیچ اتفاق نظری در رابطه با دلائل اعتیاد و شیوه های درمانی آن، در دست نیست. بر اساس یک تحقیق، بیش از 43 تئوری در رابطه با دلائل اعتیاد به مواد شیمیائی و حداقل 15 روش برای درمان آن، وجود دارد. همین مسئله باعث بروز مشکلاتی در علوم مدرن، در پیشگیری و درمان اعتیاد به انواع رفتارهای اعتیادگونه، شده است؛ اما وسعت جهان شناخته شده در مقابل بعد روحی نامرئی، یک به بی نهایت است. بر اساس تحقیقات روحی انجام گرفته توسط افراد دارای حس ششم پیشرفته، مشخص شد 40 درصد مشکلات اعتیاد به دلائل روحی؛ از جمله تسخیرشدگی توسط ارواح یا اجداد درگذشته ای که سعی در ارضاء تمایلات خود به مواد یا فعالیتهای اعتیادآور، از طریق افراد معتاد، دارند، برمی گردد. البته این میزان به طرز قابل ملاحظه ای، قابل افزایش است؛ چرا که این امکان وجود دارد عامل به وجودآورنده اعتیاد در ابتداء، دلائل روانی یا فیزیکی بوده؛ ولی در ادامه، نیروهای منفی موجود از این نقطه ضعف شخص، استفاده برده و فرد را تحت تأثیر قرار دهند. 30 درصد دیگر اعتیادها، به دلیل وابستگی فیزیکی و 30 درصد باقیمانده نیز، به دلائل روانی یا منیت شخص، می باشد. از آنجائی که علت درصد بالائی از موارد اعتیاد را دلائل روحی تشکیل داده و از طرفی، در پیشگیری و درمان آن، تنها به جنبه فیزیکی و روانی قضیه، پرداخته می شود، موفقیت حاصل از چالشهای انجام گرفته برای مقابله با این موضوع، بسیار پائین است. در نتیجه، برای رسیدن به هدف، توجه به درمانهای روحی، از اهمیتی خاص، برخوردار است.

دلائل روحی اعتیاد از قرار ذیل، هستند: 1- سرنوشت: اعمال انسانها یا خارج از کنترل و تحت تأثیر تقدیر و یا کاملا تحت اختیارشان، می باشد. در دوره فعلی، 65 درصد اعمال ما مقدر شده و 35 درصد باقیمانده نیز، با اراده، انجام می گیرند. در مورد اعتیاد، عامل تقدیر سهم بالائی را در برمی گیرد؛ چرا که حوادث دخیل در شکل گرفتن آن؛ از جمله تولد، حوادث مهم زندگی و مرگ، 100 درصد از قبل، مقدر گشته اند. تشخیص اینکه اعتیاد یک شخص از تقدیر وی، ناشی می شود یا خیر تنها توسط قدیس یا فردی با حس ششم پیشرفته، قابل درک است. ممکن است سرنوشت این طور برای فرد، رقم خورده باشد که از طریق اعتیاد و وابستگی به عملی، درد ناشی از آن یا زندگی پائینتر از سطح استانداردی را تجربه کند. 2- گناهان: یک فرد معتاد احتمال دارد در زندگی، نسبت به کارهای ثواب، گناهان بیشتری را مرتکب شده باشد و در نتیجه، برای جبران گناهان خود، مجبور خواهد بود دردها و مشکلات حاصل از اعتیاد را تحمل نماید. 3- اجداد درگذشته: ممکن است افراد اجداد درگذشته ای داشته باشند که در زمان حیاتشان روی زمین، به ماده یا فعالیتی، اعتیاد داشته اند. برخی از بازماندگان این اجداد درگذشته، حساب بده - بستان بالائی با آنها، دارند. آنها که اکنون، صاحب جسم اتری هستند و نه فیزیکی که بتوانند با آن، به ارضاء تمایلات خود، بپردازند، از حساب بده - بستان میان خود، بهره برده و با واسط قرار دادن بازماندگان خود، به مصرف مواد و کسب لذت ناشی از آن، می پردازند. 4- زمان: اوقاتی در زندگی افراد، وجود دارند که فرد از لحاظ روحی، بیشتر مستعد ابتلاء به اعتیاد، می گردد؛ به طور مثال، زمانی که شخص تمرینات روحی خود را کنار گذاشته، گناهان بیشتری را مرتکب شده یا منیت بالاتری دارد. 5- رشد روحی اشخاص: افراد دارای سطح روحی پائین استعداد بیشتری دارند که مورد حمله ارواح، قرار گیرند. بسیار نادر است شخصی تمرینات روحی مستمر و مطابق شش اصل اساسی تمرینات روحی را انجام داده و معتاد شود. 6- علاقه و میل به اعتیاد: فردی که علاقه شدیدی به یک ماده یا عمل اعتیادآور، دارد بیشتر مستعد تسخیرشدگی توسط ارواح، می باشد. 7- سطح روحی والدین: به هر میزان سطح روحی والدین بالاتر باشد، کمتر احتمال دارد جنین هنگام برقراری رابطه یا حاملگی، تحت تأثیر انرژیهای منفی واقع شود.

طبق تحقیقات روحی صورت گرفته، تقریبا تمامی تسخیرشدگیهائی که توسط ارواح، جهت ابتلاء فرد به اعتیاد، ایجاد می شوند از دوره جنینی، آغاز می گردند. احتمال بسیار کمی وجود دارد ارواح در دوره بزرگسالی، فردی را به سمت اعتیاد، سوق دهند. علت آن است که در دوره جنینی، فرد بیشتر مستعد حملات ارواح می باشد. به هر میزان سطح روحی والدین یا جنین پائین باشد، راحت تر تحت تأثیر حملات ارواح یا اجداد درگذشته قرار می گیرند. شیوه تحت تأثیر قرار دادن فرد از دوره جنینی، جهت سوق دادن وی به سمت اعتیاد، از قرار ذیل، می باشد:

مرحله اول: حتی قبل از بارداری؛ یعنی زمانی که والدین فرد در حال برقراری رابطه، هستند، جسم اتری اجداد درگذشته یا ارواح از طریق واژن، وارد شده و کل رحم را با انرژیهای سیاه، بارور می سازند. فرایند ترکیب شدن اسپرماتوزوئید و تخمک نیز، با انرژی سیاه، پوشیده است. هر چه سطح روحی والدین بالا باشد، امکان تحت تأثیر قرار گرفتن جنین کاهش می یابد. تمرینات روحی مداوم و دعا قبل از رابطه و در صورت امکان، در زمان برقراری رابطه، به کاهش تأثیرات انرژیهای منفی موجود، کمک می کند. برای مثال، فرد می تواند به ذکر این دعاها، بپردازد: « خدایا! در صورتی که رابطه امروز به بارداری، منجر می شود، این بارداری را با لطف خود، از هر گونه حملات ارواح، حفظ بفرما. این بارداری را ساتویک قرار بده. » حتی اگر فرصت دعا کردن قبل یا در طی رابطه، از دست رفته و حاملگی روی داده است، والدین هنوز می توانند کف دست را روی شکم، گذاشته و به این شکل، دعا کنند: « خدایا! لطفا این کودک را زمانی که به شکل جنین، است با تأثیرات ذکرگوئی، مورد لطف خود قرار بده. لطفا سپری محافظتی از انرژی الهی خود، برای این کودک، ایجاد کن و اجازه فرما زمانی که درون من، مشغول نفس کشیدن در بعد روحی، است، در آگاهی الهی، تنفس کند. » و این کار را به صورت مداوم، در سرتاسر دوران حاملگی، انجام دهند.

مرحله دوم: جسم اتری ارواح یا اجداد درگذشته شبکه ای از رشته های انرژیهای منفی را در سرتاسر رحم، می گسترانند. به این ترتیب، جنین قبل از اینکه رشد کند، به دام می افتد.

مرحله سوم: در هنگام رشد جنین، زمانی که سلولهای ذهنی ای که فرد را در مقابل افعال مضر، محافظت می کنند در حال رشد هستند، این ارواح یا اجداد درگذشته وارد عمل شده و بذرهای افکار اعتیاد را در وی، می کارند. به این صورت، جنین با فکر اعتیاد، بزرگ می شود.

مرحله چهارم: با رشد بیشتر جنین، جسم اتری ارواح یا اجداد درگذشته با جسم جنین، یکی شده و وی را کاملا تحت تسخیر قرار می دهند. در نتیجه، برخی در سنین بسیار پائین، به اعتیاد، روی می آورند. البته این بدان معنی نیست که ارواح یا اجداد درگذشته 15 تا 20 سال انتظار می کشند تا فرد رشد کرده و سپس، از طریق وی، به ارضاء تمایلاتشان، بپردازند؛ بلکه این مسئله شبیه مردیست که آپارتمانها و ویلاهای متعددی را در جاهای مختلف دنیا، خریداری کرده و گر چه ممکن است سالها حتی به آنها، سر هم نزند؛ اما این کار فکر وی را آسوده می سازد تا در صورت نیاز، از آنها استفاده کند. ارواح یا اجداد درگذشته نیز به همین ترتیب، جنین را تسخیر کرده و تا هنگامی که فرد به سن خاصی، برسد، از افراد دیگر، برای رفع نیازهای خود، بهره برداری می کنند. 

از آنجائی که درصد بالائی از اعتیادها منشاء روحی دارند، معالجه آنها نیز، نیازمند درمانهای روحی می باشد. البته باید در کنار آن، به درمانهای مرسوم فیزیکی و روانی نیز، ادامه داد. هر چقدر جزء « ساتوا » در فرد، بیشتر شده و جزء « راجا - تاما »ی وی کاهش یابد، امکان اینکه شخص به سمت تاریکی، جهالت و رفتارهای مضر، حرکت کند کمتر است و این حالت با انجام تمرینات روحی مستمر و مطابق شش اصل اساسی تمرینات روحی، به دست می آید. در اینجا، یک برنامه درمانی روحی سه مرحله ای ارائه شده است که بر پایه تمرینات روحی مستمر؛ به عنوان ابزار اصلی این شیوه، می باشد. به خاطر داشته باشید نیازی به ترک فعل اعتیادآور خود در مراحل اولیه درمان روحی، نیست.

1- ذکر « اوم نامو باگاوات واسودوایا » برای 2 و نیم ساعت. 2- ذکر « سری گورودو داتا » برای 1 و نیم ساعت. 3- قرار دادن پاها داخل تشتی از آب و نمک به مدت 15 دقیقه. این تمرین باید به صورت مستمر و روزانه، پیگیری شود. فرد می تواند جهت راحتی، با چند دقیقه ذکرگوئی در روز، آغاز و به تدریج، میزان آن را بیشتر کرده تا به مقدار ذکر شده در بالا، برسد. چند هفته تا چند ماه نیاز است تا فرد به نتیجه مطلوب، دست یابد؛ اما امکان دارد این زمان طولانیتر شود؛ ولی آن چه که به دست می آید پایدارتر است. تمرینات روحی نه تنها برای غلبه بر اعتیاد، مفید می باشد؛ بلکه در همه جنبه های زندگی نیز، تأثیرگذار است.  برخی منافع آن به شرح ذیل، می باشد: 1- شرایط روانی متوازن. 2- تحمل بالای درد. 3- رشد شخصیتی. 4- مصونیت در مقابل سرنوشت و تقدیر. 5- خیر و برکت. 6- آزادی از چرخه تولد و مرگ. همگام با تمرینات، فرد می تواند شروع به کنار گذاشتن مواد به شکل تدریجی، نماید. در پایان، خاطر نشان می گردد استفاده از هر ذکری که کمک کننده است، امکانپذیر می باشد. 

فوائد استفاده از آب مقدس، در پاکسازی فرد و محیط

 

آب مقدس آبیست که آگاهی الهی توسط روشهای مختلفی، در آن، فعال شده و از آن، می توان جهت ایجاد انرژیهای مثبت و جلوگیری از ورود انرژیهای سیاه - در صورتی که فرد هنوز درگیر مشکل حاصل از انرژیهای سیاه، نشده است - استفاده کرد. همچنین، چنانچه شخص تحت تأثیر انرژیهای منفی واقع شده، آب مقدس در از بین بردن انرژیهای سیاه موجود در فرد و محیط، مفید است.

برای تهیه آب مقدس، روشهای متفاوتی وجود دارد: 1- اضافه کردن خاکستر مقدس حاصل از سوختن عود به آب. ( جهت آگاهی از چگونگی تهیه خاکستر مقدس، می توانید به مقاله « روشن کردن عود و فوائد آن  در پاکسازی فرد و محیط » مراجعه فرمائید. ) 2- شارژ کردن آب با ذکر نام خداوند. 3- افزودن خاک مقدس که عبارت از خاک به دست آمده از مکانیست که قدیسی با درجه روحی بسیار بالا، در آن، زندگی کرده است. 4- برکت دادن به آب که تنها می تواند به وسیله افراد با سطح روحی بالاتر از 50 درصد، تهیه شود. اشخاص با سطح روحی کمتر از این میزان، دارای توانائی اندک یا فاقد قدرت لازم برای افزایش آگاهی الهی در آب، هستند.

تهیه آب مقدس با استفاده از روشهای اضافه کردن خاکستر مقدس حاصل از عود و شارژ کردن آب توسط ذکر نام خداوند، در دسترسترین روشهای موجود می باشند. جهت شارژ کردن آب با بهره گیری از روش افزودن خاکستر مقدس، می توان با دعا کردن، آغاز نمود؛ به نحوی که از خداوند، درخواست شود خاکستر عودها آن جنبه الوهیتی را که توسط عطر موجود در آنها، جذب نموده فعال و آب را از آن، غنی سازد. سپس، با استفاده از دست راست، مقداری از خاکستر عودها را از ظرف ذخیره سازی آنها، برداشته و به آب، بیفزائید. به محض افزودن خاکستر عودها به آب، آب از نظر روحی، شارژ شده و اکنون، می توان از آن، به عنوان « آب مقدس »، جهت شفادهی روحی، بهره برد. اینکه برای تهیه آب مقدس به این روش، به چه میزان خاکستر نیاز داریم، باید به میزان آب مقدسی که مورد نیاز است، توجه کرد. به طور مثال، برای تهیه یک لیوان آب مقدس، یک سر انگشت خاکستر عود کافیست؛ ولی برای آماده کردن یک سطل آب مقدس، یک چهارم قاشق چایخوری از آن، مورد نیاز می باشد. ممکن است برای فرد، این سؤال پیش بیاید که چرا برای افزودن خاکستر عودها به آب، باید از دست راست، استفاده کرد. این بدان دلیل است که دست راست با کانال خورشیدی سیستم انرژی روحی بدن؛ « کوندالینی »، در ارتباط است و به همین جهت، انرژی روحی بیشتری در دست راست، جریان داشته و دست فعالتری می باشد.

جهت تهیه آب مقدس به روش ذکر نام خداوند، به یک لیوان آب احتیاج است. ابتداء دعا کرده خداوند برای ذکر نام خدا با حداکثر تمرکز و قدرت وقف ممکن، به شما، یاری رسانده و همچنین، انرژیهای مثبت حاصل از ذکر نام خدا، آب را از آگاهی الهی، غنی سازد. سپس، کف دست راست خود را روی لبه لیوان، قرار داده، چشمان خود را بسته و شروع به ذکر نام خداوند، با حداکثر تمرکز و قدرت وقف ممکن، نمائید و این کار را 3 تا 6 دقیقه ادامه دهید. در نهایت، آب جهت استفاده به عنوان « آب مقدس »، آماده است.

میزان سودمندی آب مقدس، به میزان آگاهی الهی ایجاد شده در آن، بستگی دارد و مقدار آگاهی الهی ایجاد شده در آن نیز، به سطح روحی فردی که به این کار - افزودن خاکستر مقدس به آب یا شارژ کردن آن با ذکر نام خداوند - می پردازد، وابسته است. در صورتی که شخص سطح روحی زیر 50 درصد، داشته باشد، آب مقدس تهیه شده توان روحی لازم و کافی را ندارد. از آنجائی که بیش از 80 درصد جمعیت دنیا، سطح معنوی پائینتر از 50 درصد، دارند، در نتیجه، بهتر است جهت شفادهی روحی، علاوه بر استفاده از آب مقدس، به تمرینات روحی نیز، پرداخت.

از آب مقدس، جهت شفادهی روحی، به سه روش ذیل، می توان بهره برد: 1- پاشیدن آب مقدس به روی شخص، اطراف شخص، روی رختخواب و در محیط اطراف: ابتداء یک لیوان یا کاسه آب مقدس تهیه کرده و شروع به دعا نموده که عمل پاشیدن ما به ایجاد انرژیهای مثبت و نابود کردن انرژیهای سیاه و منفی بپردازد. سپس، آن را روی خود یا شخص دیگر، اطراف خود یا شخص دیگر، روی رختخواب، و در محیط اطراف، می پاشیم. این عمل باعث کاهش جزء « راجا - تاما »ی موجود شده و با افزایش جزء « ساتوا »، به جریان یافتن انرژیهای مثبت در شخص و محیط، یاری می رساند. ( جهت آشنائی با اجزاء پایه « ساتوا »، « راجا » و « تاما »، به مقاله « اثرات مخرب استفاده از رنگ سیاه، در رشد معنوی افراد » مراجعه نمائید. ) 2- به کار بردن آب مقدس روی موضع بیمار: مانند روش اول، کار را با دعا، آغاز و بعد، شروع به استفاده از آن، در محل دردناک و بیمار، می کنیم. 3- خوردن آب مقدس: این کار با بالا بردن جزء « ساتوا » در بدن فرد، به تولید انرژیهای مثبت در وی، پرداخته و به این ترتیب، وضعیت سلامت روحی شخص ارتقاء یافته و انرژیهای منفی موجود در وی و محیط اطراف، از بین می روند. همچنین، مصرف مستمر یک قاشق غذاخوری آب مقدس؛ همانند یک ماده نیروبخش روحی، با بالا بردن سطح انرژیهای مثبت، شخص را در برابر حملات نیروهای سیاه و منفی، محافظت می کند. البته تمرینات روحی بهترین روش برای جلوگیری از آلودگی توسط نیروهای منفی و سیاه می باشد؛ چرا که فرد با افزایش آگاهی الهی در خود و محیط، از ناحیه خداوند، محافظت خواهد شد. 

روشن کردن عود و فوائد آن در پاکسازی فرد و محیط

 

عودها از طریق عطرهای بخصوصی که دارند، قادر به جذب جنبه های خاصی از الوهیت هستند که آگاهی الهی  مخصوص به آن جنبه را با خود، به همراه دارند. این آگاهی الهی پاکی روحی را افزایش داده و با انرژیهای منفی موجود در فرد یا محیط، مبارزه می کند. در نتیجه، فرد با افزایش جزء « ساتوا » و کاهش جزء « راما » در درون و محیط، به شفادهی روحی، دست می یابد. ( جهت آشنائی با اجزاء پایه « ساتوا »، « راجا » و « تاما »، به مقاله « اثرات مخرب استفاده از رنگ سیاه، بر رشد معنوی افراد »، مراجعه کنید. ) می توان از عودها، علاوه بر پاکسازی شخص و محیط از انرژیهای منفی، در تمرینات روحی؛ همانند مدیتیشن و ذکر نام خداوند، بهره برد. بر اساس وضعیت موجود، جنبه های مختلف الوهیت که توسط عطر عود، جذب می شوند یا به شکل نجات بخش و یا به شکل نابودکننده، ظاهر می گردند. اگر فرد در حال انجام تمرینات روحی؛ مانند ذکرگوئی و مدیتیشن، است یا انرژیهای منفی موجود در محیط یا شخص، کم یا در حد صفر می باشند، جنبه های مختلف الوهیت به شکل نجات دهنده آن، آشکار شده و در صورتی که انرژیهای منفی در فرد یا محیط، حاضر باشند، عمدتا به شکل نابودکننده، بروز می کنند. 

روشن کردن عود جهت جذب جنبه های مختلف الوهیت و در نتیجه، آگاهی الهی مربوط به آن جنبه، مؤثر است؛ اما میزان آن در مقایسه با دعا کردن و ذکر گفتن، کم می باشد. نسبت سودمندی ذکر گفتن 30، دعا کردن 10 و روشن کردن عود 1 است؛ لیکن، از آنجائی که بیشتر ما توانائی دعا کردن یا ذکرگوئی به شکلی که بتوان جنبه های مختلف الوهیت را جذب کرد، نداریم، بنابراین، روشن کردن عود به عنوان اقدامی موقتی، تسهیل کننده است؛ ولی نباید به آن، بسنده کرد و باید با تمرین روحی، به آن میزان رشد روحی، دست یافت که بتوان از عود، بی نیاز شد؛ چرا که افراد بالای 60 درصد سطح معنوی نیازی به استفاده از عود، ندارند؛ گرچه در این حالت نیز، مفید است. مقصود از دعا کردن، دعای بدون چشمداشت دنیوی و مادی و منظور از ذکرگوئی، ذکر نام خداوند همراه با تمرکز و احساس روحی، می باشد.

در عصر جدید، به دلیل کمبود تمرین روحی توسط افراد، با افزایشی در سطح انرژیهای منفی، روبرو هستیم. این انرژیهای منفی نه تنها، در محیط پراکنده هستند؛ بلکه به صورتی پوششی سیاه، اطراف فرد را فراگرفته اند. ضخامت پوشش سیاه اطراف یک فرد با سطح معنوی متوسط، در دوره فعلی، 4 سانتیمتر است. یک چنین فردی عمدتا توسط اجداد درگذشته و ارواح حاضر در منطقه « دوزخ » و منطقه اول « جهنم »، تحت تأثیر قرار می گیرد. زمانی که پوشش سیاه اطراف شخص، 4 سانتیمتر ضخامت داشته باشد، آگاهی الهی ناشی از روشهای شفادهی روحی، امکان نفوذ به شخص را نداشته و در نتیجه، هیچ بهبودی ای در فرد، حاصل نمی گردد. روشن کردن عود روشی مؤثر در کاهش پوشش سیاه موجود، می باشد. عود جزء « راجا - تاما »ی موجود در پوشش سیاه و محیط را کاهش داده و راه را برای نفوذ آگاهی الهی، هموار می سازد. همچنین، عود روشن آگاهی الهی را به شکل اصل مطلق کیهانی آتش، ایجاد کرده که با اصل مطلق کیهانی هوا که در دود عود روشن، وجود دارد فعال می شود و به شکل فواره، به سرعت و به سمت بالا، حرکت کرده و سپس، با سرعت، به سمت پائین، آمده و اجزاء « راجا - تاما »ی روی زمین و واقع در جو را کاهش داده و انرژهای منفی را نابود می سازد. به این شکل، مکان مورد نظر نیز، پاکسازی می شود. 

حال به چگونگی استفاده از عود، می پردازیم. عودها حداکثر طول عمری 2 ساله دارند. بهتر است قبل از اتمام این مدت، آنها را استفاده کرد؛ چرا که با گذشت زمان، قدرت موجود در عطر آنها، از بین می رود. همچنین، محل نگهداری و ذخیره عودها بهتر است هر 3 ماه یک بار، تعویض گردد؛ چون قرار دادن ظرف ذخیره عودها در مکانهای مختلف، باعث ایجاد پوششی سیاه در اطراف آن، شده و قدرت آن را نابود می سازد. این انرژیهای سیاه اطراف خود عودها را نیز، احاطه می کنند. پس، بهتر است آنها را داخل جعبه مخصوص خود، در محراب، قرار داده و برای حفاظت عودها از انرژیهای منفی، دعا کنیم. برای روشن کردن عود، ابتداء عودی را برداشته و دعا می کنیم تا پوشش سیاه اطراف آن - در صورت وجود - نابود گردد. برخی مردم عود را داخل شکافهای دیوار و ...، قرار می دهند. این  روش از منظر روحی، صحیح نیست. به علاوه، خاکسترهای عود روی زمین، ریخته و لگدمال می شوند که منجر به بی حرمتی به خاکستر مقدس به دست آمده از سوختن عود، می شود. استفاده از یک جاعودی به همراه بشقاب زیر آن، بهترین روش برای جمع کردن خاکستر عود است.  با این کار، نه تنها، خاکستر عودها لگدمال نشده و بی احترامی ای صورت نمی گیرد؛ بلکه روشی پیشگیرانه برای جلوگیری از آتش سوزی می باشد. به هر میزان احترام فرد هنگام روشن کردن عود، بیشتر باشد، به همان اندازه نیز، منافع حاصل از آن، افزایش می یابد. این حس احترام باید در افرادی که در اطراف محل روشن کردن عود، حضور دارند نیز، وجود داشته باشد. دلیل این احترام آگاهی الهی جذب شده توسط رایحه عود، است که در محل، حضور دارد. پس، آن را روشن کرده و داخل جاعودی ای که داخل بشقاب، قرار داده شده، می گذاریم. سپس، آن را داخل خانه، در جهت عقربه های ساعت، در گوشه ها و کناره های دیوار، چرخانده و به ذکر گفتن، می پردازیم. ذکرگوئی می تواند همراه با صدا یا در ذهن، انجام پذیرد. شعاع تأثیر عود تا 5 متر، در جهت بالا - پائین و چپ - راست، می باشد؛ یعنی بین طبقات را هم، در برمی گیرد؛ ولی بهتر است برای هر طبقه، عودهای جداگانه ای روشن و همچنین، از ظرفهای ذخیره سازی عود جداگانه ای، استفاده شود. یک عود برای هر طبقه، کافیست؛ اما اگر در اتاقی، انرژی منفی بسیاری احساس می کنید، می توانید از عود جداگانه ای، برای آن اتاق، بهره ببرید.

مسئله مهمی که باید در هنگام روشن کردن عود، بدان توجه کرد تمیز و مرتب بودن محل روشن کردن عود است. در یک خانه تمیز، عنصر « راجا - تاما »ی کمتری وجود دارد. همین مسئله خود باعث جذب اصل الهی بیشتری شده و از طرفی دیگر، اصل الهی به دست آمده مجبور به مبارزه کمتری با جزء « راجا - تاما »ی موجود، می باشد. در آخر، خاکسترهای به دست آمده از سوختن عود را حتی الامکان با دست راست، جمع کرده و داخل ظرفی مخصوص، قرار داده و در قسمت محراب، می گذاریم. به این ترتیب، جزء « ساتوا »ی آن باقی می ماند و برای استفاده های بعدی، می توان از آن، بهره برد. این کار از آن جهت، باید با دست راست، انجام پذیرد که دست راست با کانال خورشیدی سیستم انرژی روحی بدن؛ « کوندالینی »، در ارتباط است و انرژی بیشتری از آن، دریافت کرده و به این ترتیب، دست فعالتری می باشد. برای مطمئن شدن از حفظ جزء « ساتوا »ی خاکستر عود، می توانید نام خداوند را روی ظرف آن، بچسبانید. سعی کنید در عرض 3 ساعت، خاکستر عود را در ظرف مخصوص، قرار دهید؛ چرا که جزء « ساتوا »ی آن از دست رفته و از نظر فیزیکی نیز، آلوده می شود. در صورتی که خاکستر عود بیش از 3 ساعت، بیرون بماند، از ریختن آن داخل ظرف ذخیره سازی، خودداری کنید.

نکته مهمی که باید به خاطر داشت این است که در دوران قاعدگی، جزء « راجا » در زنان، افزایش می یابد و تا پایان خونریزی، این وضع ادامه دارد. بنابراین، اگر زنی در این دوران، با عودها یا ظرف ذخیره سازی آنها، تماس یابد، پاکی روحی یا جزء « ساتوا »ی آنها کاهش پیدا می کند. به همین جهت، توصیه می شود طی این مدت، زنان از لمس آنها، خودداری نمایند. همچنین، بهتر است شخص دیگری به روشن کردن عود و چرخاندن آن در خانه، جهت پاکسازی محیط، بپردازد. اگر فرد تنها زندگی کرده یا کسی در خانه، حضور ندارد، بهتر است از چند روز قبل، تعدادی از عودها را کنار گذاشته تا حداقل، مجبور به لمس ظرف ذخیره سازی عودها، نشود و از این عودها، استفاده کند. توجه کنید برای جلوگیری از آلوده شدن خاکسترهای عود ذخیره شده، در صورتی که ظرف مورد نظر بزرگ است، بهتر است مقداری از آن را جهت استفاده روزانه، داخل ظرفی جداگانه قرار دهید. به این ترتیب، با هر بار باز کردن در ظرف اصلی، خاکسترها از نظر روحی و فیزیکی، آلوده نمی شوند.

در کل، لمس کردن ظرف ذخیره سازی عودها و نیز خاکستر آنها، سبب آلوده شدن آنها در سطح فیزیکی و روحی، خواهد شد. برای جلوگیری از این آلودگی، بهتر است جهت استفاده روزانه از خاکستر مقدس، همانند زنانی که در دوره قاعدگی، قرار دارند، از ظرفی به غیر از ظرف اصلی ذخیره سازی، استفاده شود و قبل از تماس نیز، دستان خود را شستشو دهید.

هنگام تصمیم گیری در مورد رایحه عود، بهتر است از روش آزمون و خطاء، استفاده کنید. ابتداء از رایحه « گل یاسمن »، شروع کرده و در صورتی که احساس کردید مناسب شما نیست، سراغ رایحه های دیگر بروید. دلیل اینکه گفته می شود بهتر است از رایحه « گل یاسمن » آغاز کنید، این است که احتمال اینکه این رایحه متناسب با شما، باشد زیاد است. در حقیقت، رایحه ای مناسب شماست که بیشترین ناآرامیها را؛ مثل سردرد، تنگی نفس، تهوع و ...، در شما، ایجاد می کند؛ چرا که این حالتها نتیجه جنگ میان نیروهای منفی دردسرزا و انرژی مثبتی است که از عودها، ساطع می شوند.

تعداد دفعات روشن کردن عود در طول روز، برای افراد مختلف با سطح روحی متفاوت یا بسته به میزان آلودگی محیط اطراف و ناآرامی ای که حس می شود، متغیر است. گفته شد افراد بالای 60 درصد سطح روحی نیازی به استفاده از عود، ندارند؛ هر چند، برای آنها نیز، مفید است. برای افرادی که سطح روحی بین 50 الی 60 درصد، دارند استفاده از عود، برای یک بار در روز، کافیست و به اشخاص کمتر از 50 درصد، توصیه می شود حداقل 2 عود در روز، روشن کنند. اگر فرد احساس آشفتگی و ناآرامی زیادی در محیط، دارد، می تواند این کار را تا 5 بار در روز نیز، انجام دهد. سوختن کامل هر عود حدود 40 تا 45 دقیقه، طول می کشد. تأثیر مثبت عود حدود 30 دقیقه بعد از پایان سوختن کامل آن، ادامه می یابد. البته انرژیهای مثبت عود نیروهای منفی را به کل، نابود نساخته؛ بلکه آنها را به عقب می راند و اگر حمله ای از سمت نیروهای منفی، صورت نگیرد، آرامش در فرد و محیط، پایدار می ماند؛ اما اگر بعد از این مدت ( 30 دقیقه )، مجددا ناآرامی به سراغ فرد بیاید، بهتر است یک عود دیگر نیز، روشن کرده تا در نهایت، احساس آرامش در شخص و محیط، ثبات یابد. مدت تأثیر انرژیهای مثبت عود دوم 25 دقیقه است و روشن کردن عود سوم هیچ سودمندی خاصی ندارد. همچنین، بهتر است زمان طلوع آفتاب، برای دفع انرژیهای منفی ایجاد شده در طول تاریکی شب و زمان غروب آفتاب، به عنوان اقدامی پیشگیرانه برای مبارزه با به وجود آمدن انرژیهای منفی در هنگام شب، به روشن کردن عود بپردازیم. در صورت استفاده مستمر از عود، انرژهای منفی و پوششهای سیاهی که توسط ارواح و اجداد درگذشته، به وجود آمده و به وسیله آنها مشکلاتی در زندگی ما، ایجاد می کنند دفع شده و آنها که متوجه می شوند محیط دیگر برایشان مساعد نیست، برای همیشه، آن جا را ترک می کنند. یکی از دلائل واکنشهای آلرژیکی که در فرد، مشاهده می شوند نیز، مبارزه ای است که میان انرژیهای مثبت عود و نیروهای منفی، درمی گیرد. البته این واکنشها دلائل دیگری هم، دارند؛ از جمله دلائل فیزیکی و جسمی و نیز، خاطره بدی که فرد در زندگی گذشته، در رابطه با آتش، داشته است.

از دیگر نکاتی که باید به خاطر داشت، این است که از لمس خاکستر عودها، تا 12 روز بعد از تولد یا مرگ در خانواده، پرهیز شود؛ چرا که جزء « راجا - تاما » در خانواده، افزایش یافته و تأثیری منفی روی آنها، خواهد گذاشت. به علاوه، از نگهداری خاکستر عودها بیش از 3 ماه، خودداری کنید؛ زیرا در معرض احاطه شدن توسط پوشش سیاه، قرار خواهند گرفت. پس از این مدت، باید آنها را به آب روان یا دریا، سپرد و در صورت در دسترس نبودن این دو، می توان آنها را در حیاط  خلوت یا باغ، دفن نمود. به یاد داشته باشید بعد از رفتن به توالت یا بیرون ماندن از خانه، ابتداء دستها و پاهای خود را شستشو داده و بعد، به لمس خاکستر عودها بپردازید. این از آن جهت، است که فرد در هنگام حضور در توالت یا بیرون از خانه، در معرض جزء « راجا - تاما »ی فراوانی، قرار دارد.

از خاکستر ناشی از عود، می توان جهت دفع انرژیهای منفی فرد و محیط، بهره برد. برای این کار، می توانید مقداری خاکستر عود را روی کف دست، ریخته و آن را با عمل دمیدن، به روی شخص مورد نظر یا به محیط اطراف، بپاشید. آگاهی الهی ای که در خاکستر عود، وجود دارد در سطح اصل مطلق کیهانی آتش، عمل می کند. عمل دمیدن، باعث می شود این اصل با اصل مطلق کیهانی باد، کامل شده و خاکستر در سطح ظریفتر روحی، عمل کرده و در نتیجه، تأثیر بیشتری خواهد داشت؛ یعنی نه تنها انرژیهای سیاه موجود در شخص یا محیط؛ بلکه مراکز این انرژیها نیز، از بین می روند. از دمیدن به خاکستر عودها، می توان برای کسب انرژی مثبت، از بین بردن ناآرامیهای شخص و پاکسازی روحی محیط، بهره برد. 

عواقب گناهان و سرنوشت جمعی انسانها

 

زمانی که در زندگی روزمره خود، به انجام اعمالی می پردازیم، عواقب آن را به صورت ثواب و گناه، درو می کنیم. این ثوابها و گناهان ما هستند که مقدار شادی یا غمی را که تجربه می کنیم - چه در این دنیا، چه بعد از مرگ و چه در زندگی بعدی - تعیین می کنند. بنابراین، بسیار مهم است که دریابیم چگونه از اعمال گناه آلود، دوری کنیم. ثواب انرژی یا توانائی خاص به دست آمده از طریق پیروی از یک سبک زندگی صحیح، می باشد. برای نمونه، کمک کردن به دوستان به صورت مالی یا دادن مشاوره به آنها، این انرژیها یا توانائیهای خاص را به سمت فرد، دعوت می کند. رفتارهای درست و پرهیزکارانه در کتب آسمانی مختلف، با جزئیات، آورده شده اند. ثواب نتیجه اعطاء سعادت و آسایش به دیگران، است؛ اما گناه نتیجه عمل بد ماست و در عوض، غم و اندوه را برای فرد، به همراه دارد. گناه به وسیله آن اعمالی، حاصل می گردد که ضرر و خسارتی را بر دیگری، وارد می کنند؛ اعمالی که بر خلاف قوانین طبیعت و خداوند، هستند. همچنین، محصول به وظیفه خود عمل نکردن نیز، گناه است. به طور مثال، فروشنده ای که با توسل به حیله و نیرنگ، به فروش اجناسش، می پردازد متحمل گناه شده است. والدینی که به نیازهای فرزندانشان، توجهی نداشته یا پزشکی که اهمیتی به وضع بیمارش، نمی دهد هم، گناهکار هستند.

راههای گوناگونی برای جمع آوری ثواب، وجود دارد؛ از جمله: 1- انجام اعمال خیرخواهانه. 2- تبعیت کردن از رفتارهای درست و پرهیزکارانه، به همان شیوه ای که در کتب مقدس، شرح داده شده اند. 3- قربانی کردن خود به خاطر دیگری، جهت تمرین روحی. به طور مثال زمانی که عروس یک خانواده برای اینکه مادرشوهرش بتواند به سفر زیارتی، برود، کارش را ترک کرده تا به امورات خانه داری، برسد، پس، در این حالت، عروس نیمی از ثوابی را که مادرشوهرش از رفتن به سفر زیارتی، کسب می کند به دست می آورد؛ لیکن، توصیه می شود تا جائی که امکان دارد سعی شود انجام تمرینات روحی وابسته و متکی به شخصی دیگر، نباشد.

مواردی که برای فرد، گناه به بار می آورند عبارتند از: 1- خودخواهی و تمایلاتی به شکل خشم، حرص و طمع و حسادت که فرد را به گناه کردن، تحریک می کنند. 2- بی قاعده و اصول یا بی رحم بودن. 3- صحبت خالی از احترام، با فقیر. 4- خوردن گوشت و نوشیدن الکل. 5- فروش مقالات ممنوعه، پرداخت نکردن بدهیها، انجام معاملات سیاه، قماربازی. 6- شهادت دروغ دادن، تهمت زدن. 7- دزدی کردن. 8- زنا کردن، تجاوز به عنف، زنای با محارم و ... . 9- خشونت. 10- کشتن حیوانات. 11- خودکشی. 12- دستبرد به ثروتی که متعلق به خداوند، معبد، سازمانی روحانی و ...، است. 13- وکالت کسی را به عهده گرفتن و حقیقت را دروغ و دروغ را حقیقت نشان دادن. 14- شوهری که از گناه همسرش، جلوگیری نکند، در نیمی از گناهان همسرش، شریک می شود. 15- زنی که درآمد شوهرش را که از راه نامشروع، به دست آورده خرج کرده؛ در حالیکه از نامشروع بودنش، آگاهی دارد؛ ولی اعتراضی نمی کند. 16- معاشرت کردن با افراد گناهکار برای مدت یک سال، فرد را در گناهان وی، شریک می سازد.

نتیجه ثواب و گناه می تواند در این دنیا، بعد از مرگ یا در زندگی بعدیمان، ظاهر شود. بر اساس کیفیت ثواب، شخص شادی در خور آن را در منطقه « زمین » و سرانجام، در منطقه « بهشت »، تجربه می کند. شادیها - چه در این دنیا و چه در بهشت - به شکلهای زیر، دیده می شوند: تولد در یک خانواده بافرهنگ و ثروتمند - درآمد رو به رشد - شادیهای دنیوی - رسیدن به آرزوها و تمایلات - زندگی سالم - دریافت تحسین و شناخته شدن توسط جامعه، سازمانها و دولت - رشد روحی - لذت از حضور در بهشت، بعد از مرگ. هر لحظه از زندگی ما که به شادی می گذرد، باعث می گردد ثوابهای به دست آمده صرف شده و ما مجبور شویم برای افزایش ثواب، سخت کار کنیم. گفته شد کسب ثواب از طریق اعمال دارای ثواب یا به وسیله تمرینات روحی، امکان پذیر است. تفاوتی که میان اعمال دارای پاداش و تمرینات روحی وجود دارد این است که مورد اول شادی را به ما ارزانی می دارد؛ حال آنکه تمرینات روحی سبب رشد روحی فرد شده و خیر و برکت را نصیب فرد می کند که چیزی فراتر از ثواب - گناه و لذت - غم می باشد. نتیجه فرعی این حالت رسیدن به شادی است. اگر فرد به دلیل ثوابهای اندوخته خود در این دنیا، به شادی، دست یابد، زمانی می رسد که ثوابهایش با لذتهائی که می برد، به اتمام رسیده و فرد مجددا باید یه جمع آوری ثواب، بپردازد. در صورت تمایل به رهائی از سیستم ثواب و گناه، فرد می تواند به تمرین روحی منظم، پرداخته تا با رسیدن به خیر و برکت که هدف زندگیست، به شادی دائمی، دست یابد. زمانی که ثواب جمعی جامعه افزایش می یابد، جامعه از نظر رفتار و طرز فکر، به وضعیتی عالی، رسیده و کامیاب می گردد.

گناهان از نظر اینکه چه کسی را تحت تأثیر قرار می دهند به دو دسته، تقسیم می شوند: 1- گناهانی که به خود فرد، آسیب می زنند که عبارتند از: الف- انجام ندادن برنامه روزانه تمرینات روحی خود. ب- تحت کنترل درنیاوردن تمایلات، هوی و هوسها و خشم خود. 2- گناهانی که به افراد دیگر، صدمه وارد می کنند که آنها هم به دو دسته، تقسیم می شوند: الف- صدمه زدن به دیگری، بدون قصد و نیت قبلی؛ مثل کشتن حشرات و ... هنگامی که در خیابان، راه می رویم و متوجه حشرات اطراف خود نیستیم. ب- آسیب زدن به دیگری با هدف قبلی.

همچنین، گناهان از نظر اینکه فکری، زبانی یا فیزیکی هستند به سه دسته، تقسیم می شوند. گناهان فیزیکی آنهائی هستند که توسط جسم، مرتکب آنها می شویم؛ مثل دزدی، کشتن افراد، زنا و ... . گناهان زبانی هم، به گناهانی، اطلاق می گردد که از طریق گفتار، از فرد، صادر می شوند؛ مانند دروغگوئی، صحبت کردن با دیگران با حالتی توهین آمیز، سخن گفتن بی مورد و بی ربط، کینه جویانه با کسی صحبت کردن و ... . در آخر نیز، گناهان ذهنی را داریم که فرد با ذهن خود، مرتکب آنها می شود؛ از جمله حسادت ورزیدن به ثروت شخصی دیگر و چشم زخم زدن به او، سوءظن داشتن به دیگری و ... . این گونه افکار از آن جهت، گناه محسوب می شوند که ارتعاشات مختل کننده ای را به سمت فرد روبرو، وارد کرده و وی را به صورت منفی، تحت تأثیر قرار می دهند.

حال می خواهیم ببینیم آیا اگر فردی افکار گناه آلود از ذهنش، عبور کنند، مرتکب گناه شده است یا نه. بر اساس قانون « کارما »، زمانی که افکار اعمال نیک و پرهیزکارانه به ذهن فرد، خطور می کنند، وی ثواب را به سمت خویش، جذب می نماید؛ اما این در مورد گناهان، صحیح نمی باشد. برای نمونه، اگر فکر دستبرد زدن به بانک به ذهن شخص، برسد، گناهی صورت نگرفته؛ ولی در صورت ارتکاب به دزدی به شکلی فیزیکی، فرد گناهکار است. این در مورد افراد عادی، صحیح است؛ اما اگر فردی سالک فکر گناه را هم، در سر، بپروراند، گناه کرده است. از آنجائی که هدف سالک افزایش ویژگیهای الهی است و خداوند به او، لطف کرده و دانش و انرژی لازم را به وی، عطاء می کند، پس افکار بد به هدر رفتن منابع الهی، منجر می شود و در نتیجه، سالک مرتکب گناه شده است؛ اما این مسئله مربوط به افکار غیرقابل کنترلی که در هنگام تحت تأثیر یا تسخیر قرار گرفتن وی توسط انرژیهای منفی، به سراغ فرد سالک، می آید، نمی شود.

اما عواقب گناهان متوجه چه کسانی می شوند؟ چه گناه فیزیکی، زبانی یا ذهنی باشد و چه افراد به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، در آن، شرکت داشته باشند، افرادی که معاونت در ارتکاب گناه، دارند در آن گناه، سهیم هستند. قوانین حاضر در کشورها هم، چنین دیدگاهی دارند. به طور مثال، فردی که مشارکت در قتل، داشته نیز، گناهکار محسوب می شود. در واقع، گناهانی مثل صحبت کردن با یک فرد گناهکار، لمس کردن وی، هم غذا، همنشین، همبستر، همصحبت و همسفر شدن با او، گناهان آن شخص را به فرد همراهش، منتقل می سازند. در واقع، معاشرت با فرد گناهکار، همراهی با دروغ و ناراستی، محسوب می شود که سبب شده تأثیراتی منفی در ما، ایجاد یا افزایش یابد و منجر به سقوط روحی ما، می شود. بنابراین، اصلا جای تعجب نیست که ما به افرادی که دوستشان داریم، هشدار می دهیم: « از همنشین بد، دوری کن! »

همچنین، در برخی از متون مقدس، آمده است که گناه همانند یک بیماری ارثی یا مسری است. همانطور که بیماری ارثی فورا آشکار نمی گردد، گناه نیز، به تدریج، فرد گناهکار را تحت تأثیر قرار داده و او را از ریشه، ویران می سازد. اگر شخص گناهکار به سزای اعمال گناه آلودش، نرسد، در نهایت، فرزندان یا نوادگان فرد مجبور به پرداخت آن، هستند. در حقیقت، گناهی که فرد مرتکب می شود تا سه نسل، تأثیراتش را بر جای می گذارد. بنابراین، ما در مقابل خانواده و دودمان خود، مسئول هستیم. نمونه های متعدد دیگری هم، وجود دارند که عواقب گناه یک شخص گریبانگیر اشخاص دیگر نیز، می شود؛ از جمله زن و شوهر، مدیر یک شرکت و کارمندانش و ... .

به علاوه، گناهانی که افراد جامعه مرتکب می شوند می تواند سرنوشت جمعی آنها را تغییر دهد. تنها موجودات انسانی هستند که قادرند بر سرنوشت خود، غلبه کرده و علاوه بر خود، کل هستی را شاد یا ناشاد سازند؛ اما آنها از این پتانسیل، برای انگیزه های خودخواهانه، بی عدالتی کردن در حق دیگران، تسلط بر مردم و ...، استفاده می کنند. در نتیجه، جامعه ای که آلوده به این گناهان، شده است دچار سرنوشتی جمعی خواهد شد. این خود چرخه هستی را تحت تأثیر قرار داده و توازن آن را بر هم می زند. در نتیجه، بلایائی؛ همچون سیل، قحطی، زمین لرزه، جنگ و ...، بر سر نژاد بشر، نازل می شود. گر چه این مصیبتها قابل رؤیت هستند؛ اما دلائلی که باعث رخ دادن آنها هستند دیده نمی شوند. زمانی که چنین سرنوشت جمعی ای متوجه زمین و ساکنانش می شود، افراد پرهیزکار هم، مجبور به تحمل عواقب آنها، هستند.

اکثر ما انسانها در دوره ای که در آن، زندگی می کنیم آموخته ایم جهان را با حواس پنجگانه، ذهن و هوش خود، دیده و درک کنیم. به همین جهت، گمان می کنیم هر آن چه که می بینیم همه آن چیزی است که وجود دارد. به ندرت، شاهد اشخاصی هستیم که سعی در درک چیزی در سطح ارتعاشی آن، دارند. برای مثال، استفاده از لباسها، لوازم زینتی یا هر شیئی که دارای طرح جمجمه، هستند، به عنوان مد رایج، دیده می شود که توسط افراد مشهور، رواج داده شده اند. مردم بدون اینکه لحظه ای مکث کرده و به اینکه آیا به کار بردن آنها، صحیح است یا نوع ارتعاشات ساطع شده از آنها، چیست فکر کنند، بلافاصله شروع به پیروی از آنها، می کنند. در دنیائی که در آن، زندگی می کنیم، رفتارهای این چنینی بسیاری وجود دارند که ارتعاشات منفی از خود، صادر می کنند و از آنجائی که بسیاری از مردم، تلاشی برای درک ارتعاشات منفی محیط و رفتارهای خود ندارند، در نتیجه، به دنباله روی از یکدیگر، به انجام رفتارهای مضر، می پردازند؛ مثل شرکت کردن در راهپیمائی  زامبی. راهپیمائی زامبی رویدادی اجتماعیست که در اوایل هزاره دوم میلادی، آغاز و به تدریج، رشد کرد. والدین به همراه فرزندان خود، در خیابانها، رژه می روند؛ در حالیکه خود را به نحوی، گریم کرده اند که گوئی مغزشان از سرشان، بیرون زده و خون از دهان فرزندانشان، تراوش می کند. این یک رویداد خانوادگی وحشتناک است و بچه های امروز نیز، با این فکر، رشد یافته اند که آن را گونه ای سرگرمی و تفریح  ببینند. آنها نیز آن را به فرزندان خود، تعلیم می دهند؛ چرا که خودشان هم، متوجه ضررهای ناشی از آن، نیستند. در طول زمان، چنین سنتها و رسومی قدرت گرفته و توسط جامعه به عنوان هنجار، شناخته می شوند؛ حال آنکه از نظر روحی، بسیار صدمه زننده هستند. 

از دیگر رفتارهای صدمه زننده ای که جامعه آنها را به صورت هنجار، پذیرفته؛ ولی آسیب زننده هستند عبارتند از: پوشیدن لباسهای مشکی، باز گذاشتن موی سر، سیگار کشیدن کودکان و نوجوانان، برهنگی، نوشتن شعار روی دیوارها، شوهای مد، ازدواج دو همجنس، مراسم عروسی یا میهمانیهای پر سر و صدا و نامناسب، عشقبازی جلوی جمع، خالکوبی یا تاتو کردن، سوراخ کردن اعضاء بدن برای آویزان کردن اشیاء زینتی، دادن و گرفتن هدیه و ... .

برای اینکه افراد قادر به درک ارتعاشات ناشی از رفتار یا اشیاء، شوند، تمرین روحی لازم است. وقتی کودکی با لمس یک بخاری داغ، دچار سوختگی می شود، هرگز دوباره، آن را لمس نخواهد کرد. به دلیل اینکه وی از طریق تجربه، متوجه شده که این عمل دردناک است. همین مسئله در مورد درک ارتعاشات محیط اطراف یا اعمالمان، صادق است؛ یعنی در صورتی که افراد بتوانند ارتعاشات منفی ای را که از اعمال یا اشیاء پیرامونشان، ساطع می شود، درک کنند، هرگز به سمت آنها، نخواهند رفت. فوائد تمرین روحی عبارتند از: رشد روحی، توانائی درک ارتعاشات روحی و پاکی روح که در نتیجه آن، فرد در صورتی که در محیطی ناپاک، قرار گیرد، توان تحمل آن را ندارد.

برای اینکه دچار سرنوشت جمعی ناشی از گناه نشویم، توجه به نکات ذیل، لازم است: الف - در سیستم آموزشی، علاوه بر مطالب درسی مربوط به علوم مختلف، به آموزش علوم روحی نیز، بپردازیم. ب- والدین؛ به عنوان افرادی که نقش الگو را برای فرزندانشان دارند، خود را به سمت رفتارهای ساتویک، هدایت کنند. این مسئولیت بر عهده والدین، است که اثرات روحی مختلف رفتارهائی را که در جامعه، رواج یافته و به صورت هنجار، پذیرفته می شوند دریافته و به فرزندان خود، بیاموزند. ج - اعتراض کردن به رفتارهای منفی جامعه؛ مانند پیاده رویهای زامبی. با این کار، این آگاهی در جامعه، ایجاد می شود که این گونه رفتارهای مضر باید متوقف شوند.

عواقب برخی گناهان که در زندگی بعدی ما، ظاهر می شوند در ذیل آمده است:

گناهانی که توسط زنان، انجام می گیرند:

- رفتار نامناسب با همسر: الف- صحبت کردن همراه با عصبانیت، با شوهر = کری، فقر، ظاهر شدن به شکل حیوانات درنده یا روباه. ب- غذا خوردن به تنهائی و بدون مشارکت دادن شوهر در آن = ظاهر شدن به صورت موش صحرائی که از کرمهای زمین و فضولات خود، تغذیه می کند.

- زنا کردن: الف- نگاه کردن به سایر مردان، از روی هوی و هوس = فقر، وجود لکه ای درچشم. ب- رابطه نامشروع داشتن = ظاهر شدن به شکل حیوانات درنده.

گناهانی که توسط مردان، انجام می پذیرند:

- ازدواج مجدد کردن = دارای بخت نحس شدن.

- وادار کردن همسر به عقیم شدن یا سقط جنین کردن = ناباروری، طول عمر کوتاه در صورت پسر بودن.

- زنا کردن: الف- نگاه کردن هوس آلود به صورت زنان دیگر = بیماری چشمی. ب- روابط فیزیکی با همسر دوست خود، داشتن = ظاهر شدن به شکل سگ. ج- رابطه فیزیکی با زن برادر، داشتن = ظاهر شدن به شکل خر یا گونه های ماری، جهنم.

گناهانی که توسط هر دو جنس - زن و مرد - صورت می گیرند:

- مذاهبی به غیر از مذاهب خود را مورد انتقاد قرار دادن = فقر.

- توجه کردن به مقدار غذائی که افراد دیگر تناول می کنند = کوری.

- مدام در مورد نقاط ضعف دیگران، صحبت کردن = بیماری قلبی.

- دوستی و معاشرت با گناهکاران = ظاهر شدن به شکل خر.

- بی رحم و درنده خو بودن = قی کردن بعد از خوردن غذا.

- دزدی به صورت کلی = ناخن و پنجه های ضعیف داشتن.

- دزدی آب = ظاهر شدن به شکل کلاغ.

- دزدی میوه = زشتی چهره، ظاهر شدن به شکل حیوانات وحشی.

- دزدی شیر = بیماری جذام.

- دزدی عسل = ظاهر شدن به شکل عقاب.

- دزدی غذا = بیماری طحال.

- دزدی لباس، مس، آهن، کتان و نمک = بیماری پیسی.

- دزدی مقالات در مورد خانه داری و لوازم آشپزخانه = ظاهر شدن به شکل کلاغ.

- دزدی کتاب = کوری.

- دزدی طلا = بیماریهای دستگاه ادراری، دیابت، ظاهر شدن به شکل کرم یا حشرات.

- دزدی پولی که متعلق به جامعه است = بیماری سل غدد لنفاوی گردن. 

تأثیرات ماه و خورشید بر ابعاد مختلف فیزیکی و روحی انسانها

 

در طول دهه ها، گزارشات علمی بسیاری در تأیید و رد تأثیر ماه روی رفتار بشر، منتشر شده است. این گزارشها به تجزیه و تحلیل افزایش فعالیت ذهن، تعداد مراجعات بیشتر افراد به بخشهای اورژانس عمومی و روانی و شکایات صورت گرفته از وجود اختلالات ذهنی و فیزیکی شدیدتر، می پرداخت. تمام اشیاء؛ از جمله ستاره ها، سیارات و اجسام ماهواره ای، به علاوه ویژگیهای فیزیکی قابل لمس، دارای فرکانسهائی نامرئی و  ظریف نیز، هستند. این ویژگیهای فیزیکی و فرکانسهای نامرئی به درجات مختلف، بر ما - چه در سطح فیزیکی و چه در سطوح ظریف - تأثیر می گذارند. فرکانسهائی که از سمت ماه به سمتمان، می آیند هم، تأثیراتی بر جسم اتری ما؛ از جمله ذهن، دارند. مقصود از ذهن، احساسات و تمایلات است. ذهن از ذهن خودآگاه و ناخودآگاه، تشکیل می یابد. ما درون ذهن ناخودآگاهمان، دارای اثراتی هستیم که در طول زندگیهائی که داشته ایم، آنها را جمع آوری کرده ایم. گر چه از این افکار و اثرات، آگاه نیستیم؛ اما همینها هستند که در مورد پایه طبیعت و شخصیت ما، تصمیم گیری می کنند. این اثرات همانند کاتالیزورهائی هستند که افکار و اعمال متعاقب آن را ایجاد می کنند. این اثرات و افکار؛ هر دو، در سطوح ظریف، دارای فرکانسهائی هستند؛ اما فرکانسهای ماه از فرکانسهای ظریف افکار ما، ظریفتر می باشد و نسبت به فرکانسهای اثرات موجود در ذهن، ظرافت کمتری دارند.

فرکانسهای ماه این ظرفیت و توانائی را دارند که فرکانسهای افکار ما را از قسمت اثرات موجود در ذهن ناخودآگاه، به سطح ذهن خودآگاه، بیاورند. وقتی این افکار به ذهن خودآگاه، برسند، از وجود آنها، آگاهی می یابیم. در نتیجه، ما تحت تأثیر آن اثرات موجود در ذهن، قرار می گیریم که غالبتر هستند. فرکانسهای ماه به شکلی مشابه، روی ذهن حیوانات نیز، اثر می گذارند؛ لیکن، به دلیل تشکیل شدن ذهن آنها از اثراتی که فقط شامل تمایلات اساسی؛ مانند گرسنگی، خواب و ...، می شود، افکار بالا آمده به ذهن خودآگاه آنها تنها مربوط به غرائز اساسیشان، می باشد. در شکل زیر، می توانید بالا آمدن اثرات موجود در ذهن ناخودآگاه را به شکل افکار در ذهن خودآگاه، ببینید: 

اتفاقاتی که در سطح ماه، رخ می دهند؛ از جمله کامل، نو شدن و گرفتگی آن، می توانند هم در سطح فیزیکی و هم در سطوح ظریف، اثراتی بر ما، داشته باشند. هنگامی که ماه نو می شود، سمت تاریک و غیرتابان ماه به سمت زمین، است. تاریکی باعث ساطع شدن فرکانسهائی می شود که غالبا « راجا - تاما » هستند. در نتیجه، در مقایسه با زمانی که روی تابان ماه به سمت ماست، فرکانسهای غالبا « راجا - تاما » به سوی زمین، منتقل می شوند. جهت آشنائی با اجزاء ظریف پایه هستی « ساتوا »، « راجا » و « تاما »، به مقاله « اثرات مخرب استفاده از رنگ سیاه، بر رشد معنوی افراد »، مراجعه شود.

اما زمان تشکیل ماه کامل، شاهد کاهشی در « راجا - تاما »، هستیم که دلیلش افزایش نور ماه است؛ ولی از طرفی دیگر، به علت فعالتر بودن فرکانسهای ماه، افزایشی در فعالیت ذهن، ایجاد می شود. بسته به اینکه کدام اثر موجود در ذهن ناخودآگاهمان، تحت تأثیر فرکانسهای ماه قرار می گیرند، افکار ایجاد شده در سطح ذهن خودآگاه می توانند افکار تصادفی یا افکاری خاص باشند. به طور مثال، فردی که نویسنده است و کارش تمرکز روی کتابیست که می نویسد احتمال بیشتری دارد افکار مربوط به کتاب و خلاقیت در سبک نوشتار در وی، فعال شوند. این گونه افکار از مرکز استعداد، ناشی می شوند. بنابراین، امکان دارد فرد احساس کند به شکل ماهرانه تری، قادر به نوشتن می باشد؛ اما این مسئله برای بیشتر مردم، به صورت افکار تصادفی، ظاهر می شود. در صورتی که تعدادی عیوب شخصیتی غالب در فرد، وجود داشته باشد؛ از جمله خشم، حرص و طمع و ...، ممکن است به سطح آمده و افکار ما را تحت تسلط خود، درآورند. برای نمونه، در چنین روزهائی، یک فرد الکلی افکار بیشتری در رابطه با نیاز به نوشیدن الکل، به سراغش می آیند.

تاکنون در مورد تأثیراتی که ماه نو و کامل روی ذهن بشر، می گذارند صحبت کرده ایم. حال به تغییر شدت نیروی جاذبه ماه در این مواقع و تأثیرات متعاقب آن، می پردازیم. زمانی که ماه کامل یا جدید است، نیروی جاذبه ماه و خورشید با یکدیگر، ترکیب شده و کشش قدرتمندتری پیدا می کنند. همانطور که هنگام تنفس عمیق، مقدار هوائی که وارد دهان ما می شود 3 بار افزایش می یابد، در این هنگام نیز، نیروی کششی ماه 3 برابر می شود و شروع به جذب اصول کیهانی مطلق روی زمین؛ یعنی آب، خاک و هوا، می کند. این وضعیت باعث ایجاد نوعی کمربند فشاری قدرتمند در اطراف زمین، خواهد شد. در این فرایند که در سطوح ظریف، صورت می گیرد، زمانی که آب به سمت ماه، جذب می شود، بخار آب که گازی شکل است بالای آن آمده و وارد کمربند فشاری فوق خواهد شد. از آنجائی که انرژیهای منفی در حالتهای گازی شکل، غالبترند، این انرژیها به سوی کمربند فشاری مذکور، وارد شده و قدرت یکدیگر را افزایش می دهند. به همین جهت، حملات وارد شده به انسانها توسط نیروهای منفی، در این مواقع؛ هم در سطح فیزیکی و هم در سطح روانی، می تواند تا 3 بار، افزایش یابد. به علت بالا رفتن سطح « راجا - تاما » در این زمان، افرادی که اجراء کننده مراسم سری هستند یا افرادی با جزء « راجا » و « تاما »ی غالب، انرژی سیاه زیادی جهت فعالیتهای « راجا - تاما »ی خود، دریافت می کنند. از آن جهت که جهان مستعد حمله توسط نیروهای منفی، شده و شرایط برای رخ دادن حوادث « راجا - تاما »ئی؛ از جمله خودکشی، فرار، تسخیر شدن توسط ارواح و ...، فراهم می شود، این روزها به عنوان روزهای نحس، شناخته شده و توصیه می شود از انجام هر گونه فعالیت مثبت در این گونه مواقع، خودداری شود؛ چرا که نتیجه دلخواه به دست نیامده و احتمال اینکه فرد در تصمیم گیریهایش، دچار اشتباه بیشتری شود افزایش می یابد. 

تأثیری که ماه کامل روی افراد، می گذارد بیشتر بر جسم فیزیکی و واضح بوده؛ در حالیکه ماه نو بیشتر بر ذهن، اثرگذار و اثرش ناواضح است و در نتیجه، خطرناکتر. از آن جهت، خطرناکتر است که فرد به دلیل ناآگاه بودنش از اختلال به وجود آمده، هیچ اقدامی برای رفع آن، انجام نمی دهد.

در تحقیقات اولیه پزشکی - روانی درباره تأثیر ماه بر رفتار انسانها، این مسئله مورد تأیید قرار گرفته است؛ اما در تحقیقات اخیر، اثبات وجود رابطه میان این دو، با شکست مواجه می شود. دلیل آن افزایش بی سابقه « راجا - تاما » در دهه اخیر، می باشد؛ به نحوی که این میزان به اوج خود، رسیده و افزایشی که در میزان آنها در مواقع ماه نو و کامل، صورت می گیرد برای مردم، قابل احساس نیست؛ چرا که در همه روزهای ماه، شاهد بی نظمیها و آشوبها در روابط و زندگی خود، هستند. با اینکه مردم عادی قادر به درک افزایش نیروهای منفی در این مواقع، نیستند؛ اما افراد سالک راه خدا به دلیل تمرینات روحی مداومی که انجام می دهند، مورد حمایت خدا قرار داشته و به راحتی، متوجه این تغییرات می شوند. از طرفی، ایشان دارای جزء « ساتوا »ی بالائی به دلیل همین تمرینات مداوم، هستند که به درک زیاد آنها در این رابطه، منجر می شود.

از آنجائی که تأثیرات مضر ماه نو و کامل جنبه روحی دارند، تنها معالجات و تمرینات روحی اند که قادر به محافظت ما در مقابل این وقایع، می باشند. برای مقاومت کردن در چنین شرایطی، بهتر است از گرفتن تصمیمات مهم، خرید و فروش و ...، طی این روزها، خودداری کرده و به تمرینات روحی؛ از 2 روز قبل تا 2 روز بعد از آن، بپردازیم. ذکر نام خداوند بر اساس مذهبی که فرد دارد نیز، مفید است.

بعد از ماه نو، ماه شروع به افزایش کرده و به سمت کامل شدن، پیش می رود و به تدریج، نیروی جاذبه ای که بر زمین، وارد می کند و به تبع آن، تأثیرات منفی ناشی از افزایش جاذبه ماه  نیز، بیشتر می شود. به همین شکل، پس از ماه کامل، ماه به تدریج، شروع به کاهش کرده و اثرات مضر ایجاد شده توسط افزایش « راجا - تاما »ی ناشی از کم نور شدن ماه، نیز زیاد می شود. در چنین شرایطی، کار صحیح آن است که با افزایش تدریجی تمرینات روحی خود، همانطور که از ماه کامل به سمت ماه نو و بالعکس، حرکت می کنیم به مقابله با این نیروهای منفی بپردازیم.

کم نور شدن و افزایش جزء « راجا - تاما » در هنگام گرفتگی ماه و خورشید نیز، همین وضع را ایجاد کرده و میزان تأثیر گرفتگی بر انسانها به قابل مشاهده بودن آن توسط بشر، بستگی دارد. به طور مثال، اگر گرفتگی در مکانی در وسط اقیانوس آرام، رخ دهد؛ یعنی جائی که جمعیتی در آن، مشاهده نمی شود، تأثیر گرفتگی نیز، کم خواهد بود. شیوه مقابله با نیروهای منفی هنگام گرفتگی، انجام تمرینات روحی در این مواقع، می باشد. شاید به همین جهت، است که در دین اسلام، خواندن نماز « آیات » بر فرد مشاهده کننده این گونه وقائع، واجب شده است؛ چرا که گفته شد میزان تأثیر گرفتگی به میزان قابل مشاهده بودن آن برای تعداد بیشتری از افراد، وابسته است و اگر فرد سهم خود را در رفع و برطرف کردن نیروهای منفی ناشی از حضورش در محل گرفتگی و مشاهده آن، اداء نکند، باعث ضرر به جامعه و طبیعتا مرتکب گناه شده است. علاوه بر انجام تمرینات روحی، پرهیز از موارد زیر هم، به مقاومت ما، کمک می کند: 1- از گرفتن تصمیمات مهم، در زمان گرفتگی، خودداری کنید. 2- فعالیتهای « راجا - تاما »ی خود را؛ مثل خوابیدن، رفتن به توالت، غذا خوردن، روابط زناشوئی و ...، کاهش دهید؛ چرا که شما را بیشتر مستعد متأثر شدن از شرایط فوق، می کند. 3- بسته به میزان گرفتگی، از خوردن غذا به مدت زمان ذکر شده در ذیل، خودداری کنید:

گرفتگی کامل = از 12 ساعت قبل از شروع گرفتگی

سه چهارم گرفتگی = از 9 ساعت قبل از شروع گرفتگی

یک دوم گرفتگی = از 6 ساعت قبل از شروع گرفتگی

یک چهارم گرفتگی = از 3 ساعت قبل از شروع گرفتگی

در صورتی که هنگام بالا آمدن ماه یا خورشید، گرفتگی شروع به رخ دادن کند، باید بدون توجه به میزان گرفتگی، از 12 ساعت قبل از شروع آن، از خوردن غذا، پرهیز کرد و اگر ماه و خورشید با گرفتگی، بالا بیایند، باید خوردن را از روز بعد و  پس از حمام کردن، آغاز نمود. کودکان، افراد بیمار و سالمندان می توانند این مدت را به 4 و نیم ساعت، کاهش دهند تا برایشان، قابل تحمل شود.

در پایان، باید گفت زمین لرزه ها، سیلها، بیماریهای همه گیر، قحطیها و ... زمانی به وقوع می پیوندند که گناههای انباشته شده افزایش یابند. این وضع جهت تنبیه افرادیست که میزان گناهانشان افزایش یافته و همچنین، برای متنبه کردن افرادی که هیچ اقدامی برای غلبه بر آن موقعیت، نکرده اند. این بلایا به طور ناگهانی، رخ می دهند. در نتیجه، انسانها هیچ وقتی برای نجات خود، نمی یابند. در مقابل، در حوادث قابل پیش بینی؛ مانند گرفتگی ماه و خورشید و کامل یا نو شدن ماه، ما قادر به نجات خویش از اثرات منفی ناشی از آنها، به وسیله تمرینات روحی، خواهیم بود.