زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

آسایش

 

پیرمرد ثروتمندی که تمام عمرش را به کار و جمع آوری ثروت مشغول بود و به خاطر اینکه به جز پول به هیچ چیز و هیچ کس دیگری فکر نمی کرد، همسر و فرزندانش ترکش کرده بودند در لحظات آخر عمرش رو به آسمان کرد و گفت: « خداوندا! حالا که دارم می میرم از تو سؤالی دارم. » به فرمان خداوند یکی از فرشتگان مقرب درگاه باریتعالی به زمین آمد و بر بستر پیرمرد ثروتمند بیمار حاضر شد و گفت: « پروردگار مرا فرستاده اند تا سؤالت را بشنوم و پاسخ آن را بدهم. » پیرمرد با خوشحالی گفت: « چرا انسانهائی مانند من که خیلی هم ثروتمند هستند هرگز طعم آسایش را نمی چشند؟ ». فرشته گفت: « علتش واضح است. خداوند آسایش و راحتی را در بهشت قرار داده است؛ در حالی که امثال تو در دنیا به دنبالش می گردید. » پیرمرد لبخند تلخی زد، آهی کشید و چشم از جهان فرو بست.

« شبنم مشایخ » 

مترسک عاشق

 

روزی مترسکی که سالهای سال در مزرعه ای ایستاده و وظیفه اش را به نحو احسن انجام داده بود از طرف خوشه گندمی مورد سؤال قرار گرفت: « ای مترسک مهربان! من به نمایندگی از سوی تمام گندمزار از تو تشکر می کنم که در طی این همه سال مراقب ما بودی تا پرندگان ما را نخورند؛ اما سؤالی از تو دارم. چرا قیافه ات همیشه اخمو و عبوس است؟ ». مترسک با ناراحتی آهی کشید و گفت: « حق با توست همسایه عزیز! من وظیفه ام را عالی انجام داده ام. اتفاقا قیافه ام هم به همین خاطر غصه دار است؛ چرا که من با انجام وظیفه ام باعث شدم پرنده ای که عاشقش بودم از گرسنگی بمیرد. »

« داوود آهوان راد » 

گریه

 

یکی از بزرگان بسیار گریه می کرد. به او گفتند: « می ترسیم چشمانت نابینا شود. » گفت: « کور شدن از گریه بسیار در دنیا بهتر است از کور شدن از عذاب آتش در قیامت. »

منبع: کتاب « کشکول » 

چه می خواهی؟

 

از عارفی پرسیدند: « اگر بعد از مرگ از تو بپرسند که چه آورده ای، چه جوابی می دهی؟ ». عارف گفت: « می گویم که اگر گدائی به درگاه سلطان برود، از او نمی پرسند که چه آورده ای؛ بلکه می گویند که چه می خواهی. »

منبع: کتاب « در کوچه باغهای حکایت » 

همشاگردی

 

تنها شاگردی بود که از معلمها می خواست تا نمراتش را با مداد روی دفترش بنویسند. سپس آن صفحات را پاک می کرد و دوباره از آنها استفاده می کرد. با گذشت سالها، او هنوز سختی آن دوران را فراموش نکرده است و اکنون همه بیماران نیازمند خود را بدون دریافت هزینه ای درمان می کند.

« مصطفی چترچی »