زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

شهید بی سر

 

بر شانه های شهر،

تو را می برند

و من در جستجوی اندام بی سر تو،

سنگینی سرم را

احساس می کنم.

ای شهید بی سر!

« دانیال رحمانیان » 

کمی دیر است!

 

نباید به این جا می رسیدیم.

کمی دیر است.

ابرها در راهند.

خورشید پنهان است.

حرفها زیر برگها،

رنگ باخته اند.

زمزمه ای،

از صدای نسیم آرامتر است.

کاش می ماندی با عشق؛

نه آن طور که هستی در سکوت!

« لیلا میثمی » 

می آید!

 

از افقهای رو به رو،

می آید

و سرود عشق را

زمزمه می کند

و به ما می آموزد

که مثل آسمان،

آبی و گسترده باشیم

و مثل دریا،

روشن و مواج.

« بابک رحمتی » 

صبح

 

صبح،

خلاصه ای از نگاه توست

که بر من می تابد و

از خواب هزاره،

بیدار می شوم.

« حمید اکبری » 

حیف!

 

شبی از شبها،

گذری بود مرا در باغ خوابی

که تو در آن گل بودی.

حیف! این باغ،

رهی داشت به دروازه بیداری.

« محمد زهری »